تبريز نيوز:سرويس سياسي:يك صد نفر از چهره هاي سياسي ،فرهنگي ،دانشگاهي و ملي مذهبي در تبريز در پيوند با نا آرامي هاي خرداد ماه 85 مناطق آذري نشين اطلاعيه اي صادر كردند.
متن كامل به همراه اسامي امضا كنندگان اين اطلاعيه كه در 30 خرداد 85 منتشر شده در زير آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
چالش ها و حوادثي كه در دو هفته اخير در اغلب شهرهاي ترك نشين مناطق شمال غرب كشور در اعتراض به چاپ كاريكاتور و نوشته توهين آميز در روزنامه دولتي ايران شاهد بوديم ،دو جلوه از واقعيت درد آلود را به تصوير كشيد.يك جلوه آن ظهور نارضايتي گسترده مطالبات انباشته قومي،اقتصادي، سياسي،... موجود در اين مناطق بود(تحقير ،عدم توجه به توسعه در استان هاي ترك نشين،حركت هاي تحريك آميز فرهنگي بويژه در صدا و سيما) و جلوه ديگر آن سوتدبير و ناكارآمدي نيروهاي دولتي بويژه مسيولين منطقه اي در مديريت بحران و فرافكني و جستجو كردن ريشه هاي حوادث در بيرون مرزها ،كه در صورت تداوم مي تواند و حدت ملي و حيات اجتماعي ميهن ما را در نعرض انشقاق و فروپاشي قرار دهد.
بر اين اساس ما به عنوان بخشي از فعالين اجتماعي منطقه در راستاي وظيفه ملي و ديني خود يادآوري نكات زير را ضروري دانسته و توجه جدي بر آن ها را از ناحيه مسيولان مملكتي و همزبانان ترك خويش مورد تاكيد قرار مي دهيم:
1- چاپ مقاله و كاريكاتور موهن روزنامه دولتي ايران عواطف و احساسات فروخفته و تحقير شده زنان و مردان غيور اين خطه را مشتعل ساخت،تقليل اعتراضات اخير در اين مورد و انحصار آن در اين محدوده را توهين به فهم و شعور ترك زبانان مي دانيم.
2-برخورد جدي با بي كفايتي مسيولين كشوري و منطقه اي كه سو تدبير آنان اعتراض بحق مدني مردم اين منطقه را به بحران دامنگير اجتماعي تبديل ساخت خواستاريم.
3-از همزبانان آزرده خاطر خويش مصرانه مي خواهيم كه با بهره گيري از روش هاي مدني مطالبات تاريخي خود را پيگيري نموده و از طرح هر گونه شعار انحرافي و اقدام وحدت شكنانه ملي اجتناب نمايند تا امكان سو استفاده از ناحيه تجزيه طلبان و كشورهاي بيگانه مترصد فرصت طلب از يك سو و عناصر خشونت طلب داخلي از سوي ديگر فراهم نشود.
4-براي بيرون رفت از بحران موجود در مرحله اول تشكيل كميته حقيقت ياب ملي متشكل از عناصر و شخصيت هاي مورد وثوق ملي براي ريشه يابي حوادث و شناسايي عوامل و عناصر موثر اين بحران را ضروري مي دانيم و بر رعايت و تامين حقوق قانوني دستگير شدگان و آزادي سريع اصول تعطيل شده 15،19 و 48 قانون اساسي را به عنوان كف مطالبات قومي و منطقه اي همه اقوام ايراني خواستاريم.
نهايتا از همگان انتظار داريم كه در اين مرحله حساس و خطير كشور از هرگونه رويكرد تفرقه افكنانه و گسترش دهنده بحران موجود خودداري نمايند و با بهره گيري از تمامي پتانسيل ها و نفوذ نيروهاي تاثير گذار ملي فضا را براي درك و حل چالش هاي موجود فراهم آورند.
اسامي امضا كنندگان:
امير احمدي-احمد ارشدي –حسين احمدي-حسن احمدي-سالار احمدي-روح الله امير سيديان-رحمت الله اميري-فاطمه امير هجري-وحيد امير سپهر-افسر اژدري-عبدالله امين آبادي-كريم اشرفي-علي اسكويي-بهروز بديعي-بيوك پورفريدي-پيمان پاك مهر-پرهيز نيا-قيد پور مهدي يعقوب تازش-ثرياي ظفر-امير جهاني-بيت الله جمالي-بيوك جورابچي-حسين جداري-عباس جمالي-مجيد جابري-محمد جليلي-اسماعيل چوپاني-حسن چلبيانلو-سحر چلبيانلو-زهرا حسين زاده-محمد رضا حداد درفشي-يونس حاجي زاده-اصغر خداي-حيدر خاندانلو-مهدي خدادادي-عباس دهقان نژاد-محمد داديزاده-محمد رضا داديزاده-اميد رضايي-بيوك رضايي-فيض الله رنجبرنيا-منصوره روشن-مريم زارعي-نير زمان زاده-بيوك سعيدي-حسين سيفلو-سيد مهدي سيد زاده-علي اشرف سلطاني آذر-علي اكبر سهرابي-كمال الدين سلطاني-جليل شربيانلو-اسماعيل شجاعي-داريوش شجاعي-ناهيد شجاعي-نسرين شجاعي-ناصر شجاعي-محمد رضا شيدايي-باقر صدري نيا-علي صالحي-عليرضا صداقت-غلامرضا صدري-محمد صادقي-حسن طهماسبي-سيد مرتضي طباطبايي-طهماسب زاده-پيمان عارف-محمد حسين غفارزاده-شهناز غلامي-حسن فرهودي نيا-حميد رضا فرقاني-غفار فرزدي-علي فريد يحيايي-اعظم قاسمي-رحمان قلي زاده-خليل قلي زاده-سيامك قلي پور-يعقوب كوثري-محمد رضا كريمي-لطيفي-اروجعلي محمدي-خليل مهرآذران-رشيد مرادي-ربيع مساحي-حسين محمد پور-سيد رضا موسوي-سيد سجاد موسوي-سياب محمدي-سيد ودود مظهري-قدرت الله منصوري- منوچهر ملك قاسمي-محمد مهر فام-محمد رضا متين-محسن متقي زاده-عبدالله هدايت-ابراهيم نمازي-حسين نويدانفر-محمد ابراهيم نجفي-رحيم ياوري.
تبريز نيوز:سرويس سياسي:راديو صداي آمريكا:پيمان پاک مهر، روزنامه نگار مقيم تبريز در گفتگويی با خبرنگار بخش فارسی صدای آمريکا بيانيه صدتن از شخصيت های آذربايجان را (در خصوص نا آرامي هاي مناطق آذري نشين) مورد بررسی قرار داد که توجه شما را به آن جلب می کنيم.
براي شنيدن يا ذخيره فايل صوتي اين گفتگو متن زير را كليك كنيد:
بررسی بيانيه صدتن از شخصيت های آذربايجان
**ذخيره فايل صوتی** بررسی بيانيه صدتن از شخصيت های آذربايجان
شماره:۳۱۹۵
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:"پيمان نودينيان"،عضو انجمن صنفي معلمان كردستان، در سنندج بازداشت شد.
"پيمان نودينيان"،از فعالان فرهنگي – مدني ، سنندج است كه برابر حكم صادره از سوي دادگاه انقلاب اين شهر در ساعات پاياني شب 30خرداد 85 ، در منزلش بازداشت شده است.
گفته مي شود ، بازداشت اين فعال فرهنگي – مدني ، در پيوند با تجمع اعتراض آميز سال گذشته فرهنگيان اين استان در سنندج مي باشد. اين تجمع در اعتراض به نقض حقوق معلمان ، سيستم آموزشي و مشكلات صنفي برگزار شده بود.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر: راديو فردا:چهار روز از بازداشت و اعتصاب غذا و داروی امیرحسین موحدی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر می گذرد و خبرها حاکی از آن است که سلامتی او به شدت در خطر است.
اتهام آقای موحدی آنگونه که خود او به خانواده اش گفته، مصاحبه با رادیو فردا عنوان شده است.
پیمان پاک مهر ،روزنامه نگار در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: امیرحسین موحدی هم اکنون در زندان مشکین شهر به سر می برد، مسئولان زندان از انتقال وی به بیمارستان خودداری می کنند، ایشان به واسطه بیماری دیابت و بیماری حاد قلبی و این که اعتصاب غذا کردند، در وضعیت خطرناکی قرار گرفتند و حتی خانواده اش گفتند چند بار به حالت کما رفته و خطر مرگ این روزنامه نگار را تهدید می کند.
پیمان پاک مهر، می گوید آقای موحدی به این اعتصاب کرده که چرا مصاحبه با رادیو فردا و رسانه های خبری درخصوص حوادث اخیر در مشکین شهر را دادگاه انقلاب و نیروی انتظامی به عنوان جرم تلقی کرده، چرا که من واقعیت ها را مطرح کردم.
تبريز نيوز:سرويس سياسي:برنامه هاي اقتصادي دولت احمدي نژاد اقتصاد ايران را نابود مي كند.
اين گفته "بهزاد نبوي"،عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب و نايب رييس وقت مجلس ششم، است كه در جمع حاضرين در دفتر جبهه مشاركت تبريز به اراييه تحليلي در خصوص سياست هاي دولت جديد پرداخته و در پايان به سوالات آنان جواب داده است.
متن كامل اين سخنراني در زير آمده است:
بسمالله الرحمن الرحيم
امروز تقريبا 8 ماه از استقرار حاكميت جديد ميگذرد. در سال 82 يعني دو سال پيش از استقرار حاكميت يكدست، پيشبينيهايي در مورد اوضاع كشور در زمينههاي مختلف تحت عنوان "استقرار الگوي چيني در صورت پيروزي اقتدارگرايان"، داشتيم، كه عرض ميكنم:در سياست خارجي پيش بيني ما اين بود كه عليرغم تمام مخالفتهاي ظاهري كه با آمريكا دارند، اگر حاكم شوند قطعاً سعي خواهند كرد مذاكره كرده و مشكلات في مابين را در جهت حفظ حاكميت خود حل كنند.
در جريان تحصن نمايندگان مجلس ششم در يك سخنراني اين مساله را پيشبيني و در عين حال ابراز نگراني شد كه ممكن است وقتي تلاش براي مذاكره آغاز شود كه ديگر طرف مقابل تمايلي به مذاكره نداشته باشد و در وضعيتي مشابه وضع عراق در اواخر حكومت صدام قرار بگيريم.
ما معتقد بوديم مخالفتهايي كه در دوران اصلاحات در مورد مذاكره با آمريكا ميشد صرفاً براي اين بود كه نميخواستند در دولت اصلاحات اين كار انجام بگيرد.
بر كسي پوشيده نيست در زماني كه آقاي خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني ميكرد و رئيس جمهور آمريكا به طور استثنايي و بيسابقه از ابتدا تا انتها پاي سخنراني ايشان مينشست و برايش كف ميزد و پيامهاي متعددي ميداد كه بتواند مدتي هرچند كوتاه را با آقاي خاتمي گفتگو كند و وزير خارجه وقت آمريكا در يك مصاحبه، رسماً از دخالت آمريكا در كودتاي 28 مرداد ابراز تأسف كرده و از ملت ايران بابت عدم درك صحيح انقلاب اسلامي عذرخواهي ميكرد، شرايط بسيار مناسبتري براي مذاكره با آمريكا در جهت تأمين منافع مليمان، نسبت به امروز كه پرونده هستهاي ايران در شوراي امنيت است و اجماع قدرتهاي بزرگ عليه ما شكل گرفته است وجود داشت.
پيش بيني ما در مورد مسايل اجتماعي اين بود كه اقتدارگرايان در صورت به قدرت رسيدن، در مورد محدود كردن آزاديهاي اجتماعي تاكيد نخواهند كرد و به مسايلي همچون حجاب، ماهواره و ... كاري نخواهند داشت.
به لحاظ اقتصادي نيز معتقد بوديم كه اين ها تلاش خواهند كرد در كوتاه مدت با تزريق پول و ارز در جامعه، رضايت مردم را جلب كنند، چرا كه سالها در دوره آقاي خاتمي، شعار معيشت، اشتغال و ... دادهاند و به قيمت نابودي حساب ذخيره ارزي، سعي خواهند كرد در كوتاه مدت، بخشي از مردم را راضي كنند .
همچنين گفتيم كه به لحاظ سياسي انسداد كامل در كشور ايجاد خواهد شد و با تمام قوا با آزادي سياسي اعم از آزادي احزاب، مطبوعات، انتخابات و ... مقابله خواهند كرد.
امروز 8 ماه از استقرار اين حاكميت گذشته است. گر چه زمان سپري شده براي قضاوت در مورد عملكرد اين مجموعه كافي نيست ولي بهتر است مروري داشته باشيم بر عملكرد 8 ماهه دولت جديد و ميزان انطباق آن با پيشبينيها.
اين پيشبينيها را از آن جهت تحت عنوان الگوي چيني نام برديم كه چين هم اين سياستها را اعمال كرده است.
اين الگو هميشه مورد توجه اقتدارگرايان ايران بود به طوري كه در سالهاي آغازين اصلاحات، كساني را براي تحقيق و مطالعه اين الگو به چين فرستادند و حتي كتابي هم در اين زمينه منتشر كردند.
در زمينه سياست خارجي، پيشبيني ما عليرغم مواضع تندي كه عمدتاً مصرف داخلي دارد در حال تحقق است. آقاي لاريجاني در مصاحبهاي صريحاً آمادگي خود را براي مذاكره مستقيم و بدون قيد و شرط با آمريكا اعلام ميكند. آقاي حكيم از ايران و آمريكا براي مذاكره مستقيم درباره مسايل عراق؟! درخواست ميكند و مورد موافقت ايران قرار ميگيرد.
رهبري در سخنراني فروردين ماه سال جاري در مشهد مذاكره با آمريكا را مشروط به اينكه مواضع ايران به آمريكا تفهيم شود، تأييد ميكند و بالاخره آقاي احمدي نژاد با ارسال نامه به بوش، صرفنظر از محتواي آن، باب جديدي در روابط دو طرف باز و پس از 27 سال با آمريكا رابطه ميگيرد.
بعضيها ميگويند اگر ميخواستيد با آمريكا مذاكره كنيد و اين فتح بابي باشد براي گفتگو، چرا محتواي نامه اينقدر تند است و سراسر نامه انتقاد از آمريكا است؟ جواب بسيار روشن است. هيچ كس فراموش نكرده است كه سه سال قبل حتي بحث مذاكره و رابطه با آمريكا جرم محسوب ميشد و عباس عبدي به جرم نظرخواهي در اين باره روانه زندان شد.
در حال حاضر هم رهبري تأكيد كرده است كه اگر مذاكره در جهت تفهيم مواضع ما باشد ايرادي ندارد اما اگر آمريكا كماكان بخواهد از موضع زورمدارانه وارد شود، تمايلي براي مذاكره نداريم و با توجه به رهنمود ايشان، طبيعي است كه در اين نامه "بايد مواضع به روشني به آمريكا تفهيم ميشد". از طرف ديگر پايگاه اجتماعي اي كه اين مجموعه را حاكم كرده و 8 سال تمام شعار ضدآمريكايي شنيده است و در جريان جرم بودن مذاكره و رابطه با آمريكا بوده، به سادگي زير بار مذاكره دوستانه با آمريكا و نامه فدايت شوم، نميرود.
حتي لقب "الهام الهي" گرفتن نامه هم به همين دليل است كه ميخواهند آن را همتراز با نامه پيامبر(ص) به رهبران وقت جهان و همچنين نامه امام (ره) به گورباچف معرفي كنند تا از آن بوي مذاكره و رابطه با آمريكا استشمام نشود. البته امروز همان نگراني قديمي وجود دارد كه آمريكا زير بار مذاكره نرود.
با توجه به مواردي كه ذكر شد، محتواي نامه اين واقعيت را نفي نميكند كه رئيس جمهور ايران براي اولين بار پس از پيروزي انقلاب اسلامي به رئيس جمهور آمريكا نامه نوشته و حتي اعلام كرده است كه منتظر جواب نامه است. در واقع اين نامه مثل تيم پينگ پونگي است كه در زمان نيكسون (رئيس جمهور وقت آمريكا) به چين مائو فرستاده شد كه زمينه براي برقراري روابط چين و آمريكا فراهم شود، گر چه در ظاهر ربطي به موضوع نداشت.
در زمينه مسائل اجتماعي، برخلاف تصور بعضيها، در اين 8 ماه موج جديدي از بگير و ببند جوانان به خاطر پوشش و حجاب ايجاد نشده است. حتي نيروي انتظامي هم بعد از تجمع معترضان در برابر مجلس اعلام كرده كه برنامهاي براي برخورد ندارد و آقاي احمدينژاد هم در يك سخنراني كاملاً مدني! در زمينه حجاب، مسئله را شخصي و بيارتباط با دولت دانستند؟! بعد هم دستور دادند كه زنان حق ورود به استاديومها را داشته باشند و تنها پس از توصيه رهبري مبني بر رعايت نظر مراجع، دستور خود را متوقف كردند.
در مورد مسائل اقتصادي هم امداد غيبي شامل حال دولت شده است و قيمت نفت به حدود 70 دلار رسيده و باعث شده امكان تهيه مسكنهاي دلاري و ريالي، براي تسكين برخي از دردهاي اقتصادي، به قيمت تخريب ميان مدت و دراز مدت اقتصاد و برنامههاي توسعه، فراهم شود.
سازمان طي بيانيهاي، به شدت به بودجه سال 85 اعتراض كرد، حتي در مجلس هم مخالفتهايي شد، ولي بعيد است توده مردم اين انتقادها را بپذيرند، چرا كه افزايش بودجه جاري يعني توزيع پول، آن هم به صورت فوري بين آحاد جامعه. هيچ كس هم نميآيد بگويد اين پولي را كه الان به ما ميدهيد صرف سرمايهگذاري كنيد كه نسلهاي آتي ما بهرهمند شوند يا 5 سال ديگر اشتغال زايي شود.
دم غنيمت است !! حتي اگر حقوق خود ما را افزايش دهند بيشتر خوشحال ميشويم تا بگويند در آينده 5 تا سد احداث ميكنيم. چيزي كه احتمالاً در كوتاه مدت براي مردم ملموس است اين است كه صندوق مهر رضا داشته باشند كه از آن وام بگيرند. حاكميت جديد هم در اقتصاد به دنبال همين تأثيرات كوتاه مدت است و نه رشد اقتصادي مستمر دو رقمي نظير چين.
در اينجا بايد اضافه كنم كه آنچه اتفاق افتاده است نه يك رويداد ميمون و خجسته، بلكه مسابقهاي است براي توزيع ثروت ملي در كوتاهترين زمان ممكن در بين مردم. روزي هم كه من شعار آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم را شنيدم گفتم اين يك خيانت بزرگ است.
هيچ آدم عاقلي سرمايه و ثروتش را نميفروشد كه درآمد حاصله را به تأمين نيازهاي جاري خود اختصاص دهد. متأسفانه با اين شيوههاي اقتصادي كه در پيش گرفتهاند اقتصاد مملكت رو به نابودي ميرود.
به هر حال در هر سه زمينهاي كه صحبت شد پيشبينيهاي ما كمابيش درست از آب درآمد. تنها در زمينه تحديد آزاديهاي سياسي، برخي از دوستان تصور ميكنند پيشبيني ما صحيح نبوده است و محدوديت آزاديها كمتر از حد انتظار است.
من معتقدم حاكميت جديد كماكان به دنبال بستن فضاي سياسي است، اما اولاً الزاماً نبايد اين كار با بگير و ببند همراه باشد. همين كه ميتوان با يك تلفن دستور داد كه مطلبي چاپ نشود و همه روزنامهها و جرايد به دليل ترس از توقيف، تمكين كنند مدلي از انسداد سياسي است.
همين چند وقت پيش بود كه به دبير كل ما تلفن كردند كه اگر بيانيه جبهه مشاركت را در مورد مسايل هستهاي در نشريه داخلي خود چاپ كنيد، نشريه توقيف خواهد شد. در دوره اصلاحات خيليها زير بار اين نوع دستورات نميرفتند چون فكر ميكردند حامياني در دولت و مجلس دارند، ولي امروز براي حفظ نشريه مجبور به اطاعت هستند.
ثانياً، زماني بنده به عنوان نايب رئيس مجلس سخنراني ميكردم و راديو مجبور بود آن را پخش كند و طبعاً اثربخشي بيشتري داشت، ولي امروز در اين جمع محدود سخنراني ميكنم و شايد در نشريه داخلي يا سايتي منعكس شود كه 1% جامعه هم از آن مطلع نشود.
به اين ترتيب يكي از راههاي ديگر تحديد آزاديهاي سياسي، تحديد تأثيرگذاري است. در دوره اصلاحات از مقامي سؤال كردم، چرا در گذشته دو نشريه آدينه و دنياي سخن كه مديرانشان دگرانديش بودند تحمل ميشد و امروز روزنامه سلام تحمل نميشود؟ پاسخ داد براي آنكه آن ها تأثيرگذار نبودند.
ثالثاً ، تا 2 سال بعد از كودتاي 28 مرداد هم هنوز روزنامههاي طرفدار نهضت ملي چاپ ميشدند و به تدريج و پس از تثبيت حاكميت جديد، همه صداها خفه شد.
رابعاً، مسايلي عمده هم وجود دارد در ارتباط با سياست خارجي كه كار تحديد آزاديهاي سياسي را مشكل ميكند. آمريكاي امروز متفاوت با آمريكاي كودتاي 28 مرداد يا دوران آلنده و پينوشه است.
آن زمان آمريكا به خاطر منافع خود از تمام رژيمهاي ديكتاتوري دفاع ميكرد، اما استراتژي امروز آنها، حداقل عليالظاهر، دفاع از دموكراسي و حقوق بشر است. حتي ميبينيم كه به كشورهايي مثل عربستان و مصر فشار ميآورند كه بعضي از شاخصهاي دموكراسي را رعايت كنند.
در اين شرايط آمريكا نميتواند با كشورهاي ناقض حقوق بشر و غيردمكراتيك وارد معامله جدي شود، خصوصاً وقتي شرايط جهاني را به نحوي شكل داده است كه يك خاكريز بيشتر نمانده كه ماده 7 منشور ملل متحد را عليه ايران در شوراي امنيت به تصويب برساند. اين هم مانع ديگري بر سر راه تحديد آزادي ها است .
در اينجا به عنوان يك جمله معترضه بايد عرض كنم كه امروز دموكراسي ضامن استقلال و حاكميت كشورها ست . ديگر دوران ديكتاتورهاي مصلح و مستقل مثل مرحوم ناصر گذشته است و استبداد ديكتاتوري خطري براي استقلال كشورهاست . از اين بحث بگذريم . به طوري كه ملاحظه ميكنيد در زمينه انسداد فضاي سياسي و تحديد آزاديها هم، به چهار دليل، پيشبينيهاي ما چندان نادرست نبوده است.
يكي اينكه خودسانسوري دورانديشانه جاي سانسور را گرفته و صحيح هم هست.
دوم اينكه تأثيرگذاري مخالفان وضع موجود هنوز در حدي نيست كه نياز به بگير و ببند باشد.
سوم اينكه هنوز حاكميت جديد به طور كامل استقرار و تسلط نيافته است و بالاخره شرايط بيروني و ضرورت حل مشكلات با آمريكاي امروز، امكان بستن فضاي داخلي را قدري مشكل كرده است.
پرسش و پاسخ
سوال : آيا فكر نميكنيد اگر مجلس ششم در جريان رويدادهايي چون اصلاح قانون مطبوعات و 18 تير و دادگاه آن اقدامي مينمود بهتر از اقدام به تحصن در آخرين روزهاي مجلس بود؟
مهندس بهزاد نبوي : اين سؤال در حين تحصن نيز بسيار مطرح ميشد. اولاً، در استعفا نامهام از مجلس ششم پاسخ اين سئوال را به تفضيل دادهام. ثانياً واقعه 18 تير در سال 78 اتفاق افتاد و هنوز مجلس ششم تشكيل نشده بود و در موارد ديگر بنده عدم تصويب اصلاحية قانون مطبوعات را هم عرض وقايع انتخابات مجلس هفتم نميدانم.
ما انتخابات مزبور را مقدمه اي براي انهدام اساس جمهوريت نظام ميدانستيم و ميدانيم. اتفاقاتي هم كه بعد از آن رخ داده و يا ميدهد در همين جهت ميباشد. امروز هم دارند اصالت نداشتن جمهوريت نظام را تئوريزه ميكنند و دهها سخن امام را دليل ميآورند كه جمهوريت اصالتي ندارد و اصل اسلاميت است. انتخابات دوره هفتم مثل انتخابات دوره چهارم نبود، چرا كه در آن انتخابات، جريان چپ آن زمان كه در واقع اجداد اصلاح طلبان امروز بودند، در انتخابات شكست خورد. مردم مسئوليت 8 سال جنگ و نابسامانيهاي ناشي از آن را به عهده جناح چپ گذاشتند و رأي ندادند.
ولي در انتخابات دوره هفتم ، بنا به گفته رئيس جمهور و رئيس مجلس وقت، تكليف 190 كرسي از قبل تعيين شده بود. مقامات مذكور اعلام كردند انتخابات نمايشي است و مجلس فرمايشي. و اين چيزي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي سابقه نداشته است. اگر بيانيههاي متحصنين را مطالعه كرده باشيد همه نگرانيها اين است كه اساس جمهوريت منهدم ميشود. بارها نمايندههاي متحصن اعلام كردند كه ما هشتاد و چند نفر آمادگي داريم انصراف بدهيم از شركت در انتخابات، مشروط بر آن كه صلاحيت تعداد كثيري كه به ناحق رد شده بودند را تأييد كنند.
بنابراين مسئله با اين درجه از اهميت را نميتوان مقايسه كرد با اصلاح قانون مطبوعات. بنده در استعفا نامه خود از مجلس هفتم و در اعتراض به آن انتخابات اشاره كردم كه مجلس هفتم تداعي كننده مجلس هفتم دوره رضا شاه است كه مدرسها و مصدقها از آن دوره از مجالس رضاشاهي بيرون رفتند و از آن به بعد هر دو سال يكبار مجلس و دولت به ظاهر قانوني تشكيل شد، ولي همگي مسلوبالاختيار بودند.
اين خطر بود كه ما را وادار به عكسالعمل در قبال انتخابات مجلس هفتم كرد. ضمناً باز هم همانطور كه در استعفا نامهام از مجلس ششم اشاره كردم ما تا سالها بعد از دوم خرداد اميدوار بوديم كه شرايطي پيش بيايد كه رهبري كشور، رهبري اصلاحات را هم بر عهده بگيرد و به تعامل سازنده ميان رهبري و جنبش اصلاحي اميدوار بوديم.
براي اينكه سوال كننده محترم بداند، متذكر ميشوم مدتي پيش از ارسال نامه رسمي، رهبري طي يك پيام شفاهي به آقاي كروبي و بنده اعلام كرد: «قانون مطبوعات دو سه ماهي است كه توسط مجلس پنجم اصلاح شده و هنوز به مرحله اجرا در نيامده و اشكالات احتمالي آن مشخص نشده است. بگذاريد چند ماهي از اجراي آن بگذرد و سپس اگر اصلاحي لازم بود، اعمال كنيد. اگر چنين نشود، من برخورد مجلس را سياسي تلقي كرده و در مقابل آن خواهم ايستاد» (نقل به مضمون). من به ناقل پيام كه آقاي حجازي بود گفتم به ايشان بگويند كه انشاءاله مجلس به نظر رهبر توجه خواهد كرد. در اولين فرصت اين موضوع را در جمع فراكسيون دوم خرداد مطرح كردم و رأي گرفته شد و با اكثريت قاطع به جز يك نفر راي دادند كه اصلاحات جزيي در قانون اعمال و به صحن برده شود تا هم نظر رهبري تامين شده باشد و هم اشكالات واضح قانون برطرف شود.
توجه ميفرماييد كه آن روز اصلاحطلبان به دنبال تعامل با رهبري بودند، دنبال اين بودند كه رهبري، رهبري اصلاحات را در دست بگيرد، اما در انتخابات مجلس هفتم مسأله به شكل ديگري بود.
البته آقايان خاتمي و كروبي كماكان در جهت تعامل خيلي تلاش كردند و دوستان اصلاح طلب هم به ما پيشنهاد كردند كه شما بياييد تحصن را بشكنيد، چون شما تحصن كردهايد رهبري موضع گرفته، اگر شما اين كار را بكنيد ايشان صلاحيتها را تاييد ميكند. ما هم گفتيم حرفي نيست ولي آيا تضمين داريد يا خير؟ گفتند خير، تحليل ما اين است.
ما گفتيم خوب تضمين بدهيد اگر ما تحصن را شكستيم و هيچ اتفاقي نيفتاد شما هم به تحصن ما بپيونديد، كه بررسي كردند و جواب منفي دادند.
در هر حال باز هم تأكيد ميكنم انتخابات دور هفتم مجلس شورا قابل مقايسه با هيچ يك از حوادث قبلي دوره اصلاحات نبوده است. دقت بفرماييد درانتخابات دور هفتم حدود 15 وزير و معاون رئيسجمهور، تمامي استانداران، صدها معاون وزير، رئيس دانشگاه و فرماندار استعفا دادند. وزير كشور اعلام كرد كه امكان برگزاري انتخابات غير رقابتي را ندارند و خلاصه رويداد مهم و بيسابقهاي در تاريخ انقلاب اسلامي بود و قطعا در تاريخ ثبت خواهد شد.
سوال : برنامه سازمان مجاهدين انقلاب را براي انتخابات مجلس خبرگان توضيح دهيد وتحليل شما از احتمال پيروزي جناح منتسب به مصباح چيست؟
مهندس بهزاد نبوي : ما انتخابات خبرگان را خيلي مهم ميدانيم. اگر دوستان اصلاح طلب ما درانتخابات دوم خبرگان درايت بيشتري نشان داده بودند، با توجه به آمادگي و حضور مردم در صحنه، شايد شرايط خبرگان دوم هم به گونه ديگري رقم ميخورد. ميدانيد كه اكثر اصلاحطلبان در آن انتخابات شركت نكردند.
ما به عنوان يك گروه اصلاحطلب، خودمان را ملزم ميدانيم در انتخابات حضور فعال داشته باشيم مگر اينكه راه را براي ما طوري ببندند كه نتوانيم كاري بكنيم، مانند انتخابات مجلس هفتم.
لازم است اعلام كنم درهر انتخاباتي شركت خواهيم كرد مگر شرايط يك انتخابات سالم و رقابتي فراهم نشود.
ما معتقديم در انتخابات خبرگان، جريان اقتدارگراي حاكم بنا دارد اختيارات خودش را تسري بدهد به خبرگان و به جاي افراد فعلي، افراد گوش به فرمان حضور داشته باشند.
حالا آقاي مصباح يا كس ديگر، زياد مهم نيست. جنبه مثبتي كه وجود دارد اين است كه بسياري از جريانات فكري و سياسي متوجه اين مساله شدهاند و قصد شركت فعال در انتخابات را دارند و اين امر مهمي است و اگر در خبرگان، نامزدهاي اصلاحطلب به هر دليل نتوانند به آن مجلس راه يابند، حداقل بايد تلاش كرد غير اقتدارگرايان در اين انتخابات پيروز شوند. من تصورم اين است كه اگر حزب پادگاني در اين انتخابات، نظير دور نهم دخالت كند احتمال اين ميرود از مجموعه محافظهكاران و اصلاحطلبان شكست بخورند. با توجه به اين شرايط حساس بايد چه در خبرگان و چه در شوراها اصل را بر اجماع اصلاحطلبان بگذاريم.
اصلاحطلبها نبايد نامزدهاي متفرق بدهند، چراكه اجماع، شرط لازم براي پيروزي است. سازمان هم هميشه اساس را بر اجماع گذاشته است و درچند انتخابات گذشته كانديدا معرفي نكرده و به دنبال اجماع اصلاحطلبان بوده است. هر جا هم كه احتمال پيروزي نداشته باشيم پيروزي محافظهكاران را به پيروزي اقتدارگرايان ترجيح ميدهيم.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:"عباس پور اظهري" ، عضو شوراي مركزي جنبش مسلمانان مبارز ، با سپردن قرار وثيقه 10 ميليون توماني آزاد شد.
اين فعال ملي مذهبي كه در جريان اعتراضات آذري زبانان به چاپ كاريكاتوري در روزنامه ايران ، توسط يك نهاد امنيتي در تبريز بازداشت شده بود با صدور قرار وثيقه 10 ميليون توماني از سوي بازپرسي شعبه 6 دادسراي تبريز آزاد شد.
دكتر حسن فرهودي نيا ، رييس و عباس جمالي ، دبير كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري آذربايجان شرقي و اردبيل وكالت اين عضو شوراي مركزي جنبش مسلمانان مبارز را به عهده دارند.
گفتني است ،عليرغم تصريح قانون آيين دادرسي كيفري و بخش نامه هاي آيت الله شاهرودي رييس قوه قضاييه مبني بر ضرورت حضور وكيل در مراحل بازجويي و تفهيم اتهام ، وكلاي مدافع اين متهم سياسي عليرغم گذشت نزديك به دو هفته از بازداشت ، هنوز موفق به ملاقات و مطالعه پرونده نشده و از اتهام وارده بر موكل خود نيز ابراز بي اطلاعي كردند.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:خطر مرگ جان "امير حسين موحدي"،روزنامه نگار در زندان مشكين شهر را تهديد مي كند.
به دنبال اعتصاب غذا و داروي "امير حسين موحدي"،روزنامه نگار ، فعال حقوق بشر و سخنگوي درون مرزي كميته بحران زندانيان سياسي كه در زندان مشكين شهر به سر مي برد خطر مرگ وي را تهديد كرده ولي مسيولين زندان از انتقال وي به بيمارستان خودداري مي كنند.
"امين موحدي"برادر اين روزنامه نگار با اعلام اين خبر،به سرويس حقوق بشر تبريز نيوز،گفت:به دنبال اعتصاب غذاي برادرم در زندان مشكين شهر مطلع شديم وي در طي ساعات گذشته چند بار به حالت كما رفته و از نظر جسمي در وضعيت بسيار خطرناكي قرار گرفته ولي عليرغم تلاش ما مسيولين زندان از انتقال وي به بيمارستان خودداري مي كنند.
وي افزود: برادرم بواسطه بيماري ديابت ، مدام انسولين مصرف مي كند و يك بار نيز در زندان سكته كرده و ناراحتي شديد قلبي دارد ،و از دو روز گذشته نيز كه در اعتصاب غذا و دارو به سر مي برد در اثر عدم تزريق انسولين و داروهاي قلبي خطر مرگ وي را تهديد مي كند.
"موحدي" يادآور شد:"حيدري"، بازپرس دادگاه انقلاب اسلامي مشكين شهر ، برادرم را به واسطه شكايت نيروي انتظامي اين شهر احضار كرده بود كه با صدور قرار وثيقه 20 ميليون توماني 27 خرداد 85 ،روانه زندان اين شهر كرده است.
وي در خصوص اتهام وارده بر "امير حسين موحدي"،گفت:برادرم به واسطه انجام كار حرفه اي و مصاحبه با رسانه ها و راديو هاي بين المللي بويژه راديو فردا ، در خصوص اعتراضات اخير مردم مشكين شهر به چاپ كاريكاتوري در روزنامه ايران ، برابر شكايت نيروي انتظامي به دادگاه انقلاب احضار شده بود.
پيشتر نيز در تاريخ 22 خرداد 85 ، دومين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات اين روزنامه نگار مبني بر تبليغ عليه نظام ، عضويت در جبهه و گروه غير قانوني ، با وكالت "سيد محمد رضا فقيهي"،وكيل پايه يك دادگستري و دبير كميته حقوق انجمن دفاع از حقوق زندانيان،در شعبه اول دادگاه انقلاب مشكين شهر برگزار شد.
اين روزنامه نگار با سپردن وثيقه 30 ميليون توماني منتظر راي اين دادگاه بود كه بازپرس شعبه يك دادگاه انقلاب مشكين شهر با قرار صادره وي را روانه زندان كرد.
عليرغم تصريح قانون آيين دادرسي كيفري و بخش نامه هاي آيت الله شاهرودي رييس قوه قضاييه مبني بر ضرورت حضور وكيل در مراحل بازجويي و تفهيم اتهام ،فرصتي براي در اختيار گرفتن وكيل براي اين روزنامه نگار فراهم نشده است.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:"امير حسين موحدي"، روزنامه نگار ، فعال حقوق بشر و سخنگوي درون مرزي كميته بحران زندانيان سياسي ، با قرار صادره از سوي بازپرس دادگاه انقلاب اسلامي مشكين شهر روانه زندان شد.
"امين موحدي"روزنامه نگار و برادر "امير حسين موحدي"، كه خود نيز به واسطه كار مطبوعاتي در بازداشت بوده و 4 روز پيش از زندان آزاد شده است ،به سرويس حقوق بشر تبريز نيوز،گفت:"حيدري"، بازپرس دادگاه انقلاب اسلامي مشكين شهر ، برادرم را به واسطه شكايت نيروي انتظامي اين شهر احضار كرده بود كه با صدور قرار وثيقه 20 ميليون توماني امروز 27 خرداد 85 ،به زندان رفت.
اين روزنامه نگار در خصوص اتهام وارده بر "امير حسين موحدي"،گفت: برادرم به واسطه انجام كار حرفه اي و مصاحبه با رسانه ها و راديو هاي بين المللي بويژه راديو فردا ، در خصوص اعتراضات اخير مردم مشكين شهر به چاپ كاريكاتوري در روزنامه ايران ، برابر شكايت نيروي انتظامي به دادگاه انقلاب احضار شده بود.
وي افزود:برادرم در حين ورود به زندان مشكين شهر گفت كه دست به اعتصاب غذا و دارو خواهد زد كه اين موضوع ما را به شدت نگران ساخته چرا كه "امير حسين " ، بواسطه بيماري ديابت ، مدام انسولين مصرف مي كند و يك بار نيز در زندان سكته كرده و ناراحتي شديد قلبي دارد.
پيشتر نيز در تاريخ 22 خرداد 85 ، دومين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات اين روزنامه نگار مبني بر تبليغ عليه نظام ، عضويت در جبهه و گروه غير قانوني ، با وكالت "سيد محمد رضا فقيهي"،وكيل پايه يك دادگستري و دبير كميته حقوق انجمن دفاع از حقوق زندانيان،در شعبه اول دادگاه انقلاب مشكين شهر برگزار شد.
اين روزنامه نگار با سپردن وثيقه 30 ميليون توماني منتظر راي اين دادگاه بود كه بازپرس شعبه يك دادگاه انقلاب مشكين شهر با قرار صادره وي را امروز روانه زندان كرد.
گفتني است در طي ماه جاري اين هشتمين روزنامه نگاري است كه در شمال غرب ايران بازداشت يا روانه زندان شده است.
پس از به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد و آغاز موج ضرب و شتم ، دستگيري و بازداشت خبرنگاران و روزنامه نگاران در شمال غرب ايران ، اين منطقه به نا امن ترين مكان براي فعاليت روزنامه نگاران مستقل و غير دولتي ، تبديل شده است.
مسیولان زندان مشکین شهر از انتقال امیرحسین موحدی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که حالش بشدت وخیم است به بیمارستان خودداری می کنند
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:امیرحسین موحدی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در مشکین شهر روز شنبه توسط دادگاه احضار و به زندان این شهر منتقل شد.
پیمان پاک مهر روزنامه نگار در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید آقای موحدی در ارتباط با گفتگو با رسانه های خبری و بویژه رادیو فردا در خصوص حوادث اخیر مناطق آذری نشین و بویژه مشکین شهر به این شعبه احضار و بازداشت شده است.
خانواده اش بشدت نگران است زیرا وی که دچار بیماری دیابت است و انسولین تزریق می کند و یک بار هم در زندان سکته کرده است، اعلام کرده است دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
مسولان از انتقال وی به بیمارستان خودداری می کنند.
نیوشا بقراطی (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:26 mins ]
(خلاصه گفتگو)
امیرحسین موحدی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در مشکین شهر روز شنبه توسط دادگاه احضار و به زندان این شهر منتقل شد. اتهام وی هنوز بطور کامل مشخص نیست اما اطلاعات اولیه حاکی از آن است که درستگیری وی بدنبال اطلاعرسانی درباره ناآرامی های استان های آذری زبان صورت گرفته است.
پیمان پاک مهر روزنامه نگار در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: امیرحسین موحدی سخنگوی درون مرزی بحران زندانیان سیاسی با قرار وثیقه بیست میلیون تومانی به زندان منتقل شده است.
آقای پاک مهر می گوید بازپرس و معاونت اطلاعاتی نیروی انتظامی مشگین شهر وی را در ارتباط با گفتگو با رسانه های خبری و بویژه رادیو فردا در خصوص حوادث اخیر مناطق آذری نشین و بویژه مشکین شهر به این شعبه احضار کرده اند.
پیمان پاک مهر می گوید موحدی پرونده ای در شعبه اول دادگاه انقلاب مشکین شهر دارد که در آن به فعالیت علیه نظام و عضویت در یک گروه غیرقانونی (کمیته دفاع از زندانیان) متهم شده است.
وی بدون حضور وکیل بازجویی شده است و به خانواده خود اطلاع داده است که در اعتراض به این بازداشت دست به اعتصاب غدا و دارو خواهد زد. خانواده اش بشدت نگران است زیرا وی دچار بیماری دیابت است و انسولین تزریق می کند و یک بار هم در زندان سکته کرده است.
مسولان زندان از انتقال این روزنامه نگار که حالش بشدت وخیم است به بیمارستان خودداری می کنند.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:سه تن از دانشجويان دانشگاه كردستان به كميتهي انظباطي فرا خوانده شدند.
به دنبال برگزاري تحصن دانشجويي اوايل خرداد ماه در دانشگاه كردستان، "آسو صالح"، دبير كانون فرهنگي- پژوهشي هژان، "اسعد باقري"، دبير انجمن اسلامي دانشجويان و "شورش مرادي" از فعالين دانشجويي اين دانشگاه هستند كه برابر احضاريه اي بايد در ساعت 10روز دوشنبه 29خرداد 1385 (در ايام امتحانات) در كميتهي انضباطي حاضر شوند.
گفتني است انجمن اسلامي، كانونها و نشريات دانشگاه كردستان در تحصني آرام و مدني اعتراض خود را نسبت به توقيف انجمن اسلامي ، وضعيت امور فرهنگي دانشگاه و 3 كانون فرهنگي دانشگاه اعلام داشتند.
پس از برگزاري اين تحصن حدود 18 تن از فعالين دانشجويي و متحصنين در اين دانشگاه به مدت دو روز از ورود به دانشگاه منع شدند، كه با جمع آوري طومار اعتراضي 1200 نفري دانشجويان ، اين حكم لغو گرديده بود.
تبريز نيوز:سرويس سياسي:سازمان گزارشگران بدون مرز که مقر آن در پاریس است در آخرین بیانیه خود با محکوم کردن سیاست جمهوری اسلامی در سرکوب روزنامه نگاران از حکومت ایران خواست تا فورا اقدام به آزادی شش روزنامه نگاری کند که در استانهای آذری زبان بازداشت شده اند. این شش تن به نقل از گزارشگران بدون مرز در پی گسترش اعتراضات و تظاهرات مردمی در استانهای آذری زبان بازداشت شدند. رضا معینی، سخنگوی بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در هر بحران اجتماعی یا سیاسی جمهوری اسلامی اولین کسانی را که قربانی می کند، روزنامه نگاران و روزنامه های ایران هستند.
نیوشا بقراطی (rm) صدا | (wma) صدا [ 2:12 mins ]
این شش تن به نقل از گزارشگران بدون مرز عبارتند از وحید درگاهی سردبیر هفته نامه آوای اردبیل، علی نظری سردبیر و رضا کاظمی مدیر مسول هفته نامه آراز، علی حامد ایمان مدیر مسول هفته نامه شمس تبریز و امیر حسین موحدی و اروج امیری که در شهرهای مشگین شهر و مرند در پی گسترش اعتراضات و تظاهرات مردمی در استانهای آذری زبان بازداشت شدند. تمامی این روزنامه نگاران بین روزهای چهارم تا هفتم خرداد دستگیر شدند و اطلاع چندانی از وضعیت فعلی آنها در دست نیست.
رضا معینی سخنگوی بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز: یک نکته ای که ما باید در این رابطه بگوییم صریحا برآنهم اصرار داریم، واقعیت اینست که در هر بحران اجتماعی یا سیاسی جمهوری اسلامی اولین کسانی را که قربانی می کند، روزنامه نگاران و روزنامه های ایران هستند.
ن.ب: ایران تا حدود ده روز پیش نیز با 8 زندانی بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وبلاگر ها در خاورمیانه بود که در پی نا آرامی در شهرهای آذری زبان و بازداشت شش تن دیگر این تعداد به 14 تن افزایش یافته است.
تبريز نيوز:سرويس سياسي:در رابطه با برخورد ها و حوادث اخير آذربايجان، پيمان پاک مهر روزنامه نگار ايرانی، در گفتگوئی با بهروز عباسی بيانيه ۳۴۰ تن از فعالان سياسی ايران را تشريح می کند که خواستار عدم خشونت و آزادی زندانيان سياسی شده است.
براي شنيدن يا ذخيره كردن فايل صوتي متن زير كليك كنيد.
بيانيه ۳۴۰ تن از فعالان سياسی ايران پيرامون آزادی زندانيان سياسی و عدم خشونت
تبريز نيوز:سرويس سياسي:راديو فردا:340فعال سیاسی، نویسنده، روزنامه نگار و حقوقدان امروز پنجشنبه با انتشار بیانیه ای نسبت به ناآرامی های اخیر به ویژه در شمال غرب ایران ابراز نگرانی کردند.
(خلاصه گفتگو)
پیمان پاک مهر روزنامه نگار در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: امضاکنندگان تمرکزگرایی، به کارگیری روش های قهرآمیز برای اداره کشور را از عواقب تضعیف همبستگی ملی، افزایش تضادهای اجتماعی، تشدید فقر و ناامنی و تهدید کیان ملی ایران دانستند و آوردند که جامعه ایران دارای تنوع قومی، مذهبی و زبانی است که بدون احترام به آن ها نمی شود وحدت و همبستگی ملی را تضمین کرد و هشدار دادند استفاده از خشونت برای خاموش کردن اعتراض ها، اوضاع را آشفته تر می کند و میدان عمل را برای فرصت طلبان و اقتدارگرایان خشونت طلب آماده می کند؛ آن ها همچنین خواهان آزادی عباس پوراظهری فعال ملی مذهبی و بازداشت شدگان آذری زبان شدند و بر لزوم رعایت اصول 19، 22 و 23 قانون اساسی و مواد 9، 2 و 19 قانون الحاق ایران به میثاق بین المللی حقوق مدنی تاکید شده.
امير مصدق کاتوزيان (rm) صدا | (wma) صدا [ 1:51 mins ]
تبريز نيوز:سرويس سياسي:۳۴۰ نفر از روشنفکران، نويسندگان و فعالان سياسی با صدور اطلاعيه اي در خصوص حوادث مناطق آذري نشين ، خواهان آزادی بازداشت شدگان شدند .
متن كامل و اسامي امضا كنندگان اين اطلاعيه كه در تاريخ 25 خرداد 85 صادر شده در زير آمده است.
به نام خدا
حوادث اخير در آذربايجان و ساير استانها موجب نگرانی شديد آزاديخواهان، روشنفکران و پيشاهنگان آزادی و عدالت شده است. خشم مردم آذربايجان را نبايد ناشی از نشر يک کاريکاتور بدانيم، بلکه مجموعهای از عوامل سياسی، اقتصادی و فرهنگی همچون تداوم محروميتها، فشار اقتصادی، بيکاری، فقر، بیاعتنايی به وضعيت نامطلوب اقوام و مناطق خارج از مرکز، زمينهساز تحولاتی شده که اينک به تظاهرات و اعتراضات گسترده تبديل شده است.
زيست و سرگذشت مشترک ما ايرانيان، بهويژه در يک قرن اخير، پيامآور اين حقيقت است که توزيع عادلانه و دموکراتيک قدرت و امکانات، آزادی بيان و برخورد مسالمتآميز با "اقليتهای قومی- فکری- سياسی" ، موجب همبستگی ملی و افزايش مشارکت مردم و تحقق توسعة پايدار است، در حالی که تمرکزگرايی و بهکارگيری روشهای قهرآميز برای ادارة کشور حاصلی جز تضعيف همبستگی ملی، افزايش تضادهای اجتماعی، تشديد فقر و ناامنی و تهديد کيان ملی ندارد. جامعة ايران دارای تنوع قومی، مذهبی و زبانی است و بدون احترام به همة آنها و به رسميت شناختن برابری حقوقی همة شهروندان نمیتوان وحدت و همبستگی ملی را تضمين کرد. از اينرو استفاده از ابزار قهر و خشونت برای خاموش کردن اعتراضها، اوضاع را آشفتهتر خواهد ساخت و ميدان عمل را برای فرصتطلبان، جدايیطلبان و اقتدارگرايان خشونتطلب آماده میکند.
در جريان اعتراض هموطنان ترکزبان به کاريکاتور تحقيرآميز روزنامه ايران و تشنجهای متعاقب آن، جمعی جان خود را از دست داده و تعداد قابل ملاحظهای نيز بازداشت شدهاند، از جملة بازداشتشدگان آقای عباس پوراظهری، عضو شورای جنبش مسلمانان مبارز که سوابق مبارزات ملی و مذهبی و ضداستبدادی ايشان برای همة فعالان سياسی روشن بوده، موجب شگفتی شده است.
ما امضاکنندگان، با تکيه بر خودآگاهی تاريخی مردم ايران و هشياری سياسی هموطنان آذری و ديگر اقوام در مورد يکپارچگی ارضی و صيانت از کيان ملی، اعمال هر نوع خشونت را عليه آنان، بر خلاف موازين همبستگی ملی میدانيم و ضمن درخواست آزادی آقای عباس پوراظهری و ساير بازداشتشدگانی که به همين نحو روانه زندان شدهاند، "تکاليف قانونی مقامات حکومت" را در رسيدگی سريع به پروندههای افراد بازداشتشده و رعايت حقوق اساسی آنها، بويژه اصول ۱۹، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نيز مواد ۲، ۹ و ۱۹ "قانون الحاق ايران به ميثاق بينالمللی حقوق مدنی و سياسی" (مصوب ۱۷/۲/۱۳۵۴ مجلس شورای ملی) را به شرح زير يادآوری میکنيم:
• «دولتهای طرف اين ميثاق متعهد میشوند که حقوق شناختهشده در اين ميثاق را در بارة کلیة افراد مقيم در قلمرو و تابع حاکميتشان بدون هيچگونه تمايزی از قبيل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسی يا عقيدة ديگر، اصل و منشأ ملی يا اجتماعی، ثروت، نسب و ساير وضعيتها محترم شمرده و تضمين کنند.»
• «هر کس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچکس را نمیتوان خودسرانه دستگير يا بازداشت کرد.»
• «هيچکس را نمیتوان به مناسبت عقايدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»
۲۲ خرداد ۸۵
* * *
احمد آدينهوند- بابک آذرباد- خسرو آذربايجانی- فاطمه آرامنژاد- محمد آزادی- حميد آصفی- هاشم آقاجری- بيوک آقاسعيدی- سامر آقايی- حميده ابراهيمی- بيوک ابراهيمی سعيدی- عباس ابوذری- هادی احتظاظی- حميد احراری- طاهر احمدزاده- حسن احمدی- محسن احمدی- امين احمديان- مصطفی اخلاقی- بهروز اسدنژاد- مرتضی اشفاق- حسن افتخار اردبيلی- امير افشارنيا- سياوش افضلی- اعظم اکبرزاده- زهرا اکبرزاده- علی اکرمی- رضا اميدی- پاکزاد اميرپور- رحمتالله اميری- مهدی امينیزاده- الناز انصاری- کيوان انصاری- حامد ايرانشاهی- ابوالفضل بازرگان- عبدالعلی بازرگان- فرشته بازرگان- اصغر بازرگانی- کمالالدين بازرگانی- مختار باطولی- روحالله باقرآبادی- ايرج باقرزاده- حسين بحيرايی- پروين بختيارنژاد- رضا بخشی- اکبر بديعزادگان- رحمتالله برهانی- هدايتالله برومند- مجيد بکنظری- محمد حسين بنیاسدی- محمد بهزادی- محمد بهفروزی- صديقه بيگلری- پيمان پاکمهر- سيما پاوند- مسعود پدرام- يعقوب پزشکیفر- زهره پوراظهری- محمود پيشبين- حبيبالله پيمان- مجيد پيمان- عليرضا تاجيک- حميدرضا ترکمان بوترابی- سونيا ترکمن- هادی تفنگچی- مصطفی تنها- غلامعباس توسلی- محمد توسلی- مجيد تولايی- مجيد جابری- کاوه جبلی- سيد حسين جعفری- فرزانه جليلزاده- بيتالله جمالی- حميد جمالی- عباس جمالی- علی جمالی- عباس جنگی- امير جهانی- مجتبی جهانی- مجيد حاجیبابايی- مهدی حبيبی- طه حجازی- حميد حديثی- حميد حسامی- بهزاد حقپناه- فاطمه حقيقتجو- ابوالفضل حکيمی- عبدالکريم حکيمی- مجيد حکيمی- محمدرضا حمسی- زهرا حيدرزاده- محمد حيدری- جعفر خائف- عبدالله خاکی- ولی خانبابايی- رضا خجستهرحيمی- حسين خداياری- امير خرم- محمد خطيبی- رضا خندان- عيسی خندان- ابراهيم خوشسيرت سليمی- سيد محمد علی دادخواه- محمد دادفر- رسول دادمهر- محمد داديزاده- محمدرضا داديزاده- فريبا داودی مهاجر- محمود دردکشان- سعيد درودی- پرويندخت دفتری- محمود دلآسايی- امير دليرثانی- معصومه دهقان- مصيب دوانی- ابراهيم دينوی- حسين ذوالفقاری- رضا رئيسطوسی- حسين راضی- محمدصادق ربانی- عليرضا رجائی- محمد جواد رجائيان- تقی رحمانی- مجتبی رحمتی- روحالله رحيمپور- منيژه رسولزاده- محمدصادق رسولی- آرمان رضاپور- بهمن رضاخانی- احد رضايی- اصغر رضايی- محمد رضايی- ولیالله رضی- حسين رفيعی- نفيسه زارعکهن- جمال زرهساز- علی زرين- محمد ابراهيم زمانی- احمد زيدآبادی- حسن زيدآبادی- عليرضا ساريخانی- احمد ساعی- ابوالقاسم سالارنيا- نسرين ستوده-عزتالله سحابی- فريدون سحابی- هاله سحابی- عيسی سحرخيز- سعيده سعيدی- عبدالفتاح سلطانی- احمد سلطانيه- مرتضی سلطانيه- گودرز سليمانی- حسن سليمی- علی سميعیزاده- علی سياسیراد- سيدرضا سيدزاده- محمدعلی سيدنژاد- روحالله سيديان- سيد محمد علی سيفزاده- هاله سينکی- محمود شاددل بصير- ابراهيم شاکری- تقی شامخی- علی شاملو- محمد شانهچی- حسين شاهحسينی- نرگس شاهکاری- رحمان شاهگلی- مريم شبانی- جواد شرفالدين- يوسف شرکتی- محمد شريف- حجتالله شريفی- اللهوردی شمبوری- محمود شمسالواعظين- صابر شيخلو- فيروزه صابر- هدی صابر- محمد صاحبمحمدی- هاشم صباغيان- رضا صدر- احمد صدر حاجسيدجوادی- سميرا صدری- محمدباقر صدرینيا- مهدی صراف- لطيف صفری- مظفر صفری- فضلالله صلواتی- کيوان صميمی- علیاشرف ضرغامی- فريدون ضرغامی- اعظم طالقانی- حسام طالقانی- طاهره طالقانی- بهزاد طاهری- رئوف طاهری- اکبر طاهری قزوينی- محمد طاهری قزوينی- محسن طبسی- امير طيرانی- رضا ظفری- کيوان ظهرابی- آرزو عابدينی- رضا عباسی- حسن عربزاده- جمشيد عزيزی- روئين عطوفت- باقر علايی- جواد علايی- سيد محمد باقر علوی- علی علوی- لادن علوی- عليرضا علویتبار- رضا عليجانی- مهين علینژاد- محمدباقر عمادی- محمود عمرانی- علیاصغر غروی- علیرضا غروی- ماجد غروی- سعيد غفارزاده- محمد حسين غفارزاده- مسعود غفاری- مهدی غنی- توکل غنیلو- ابراهيم فتاحی- عفت فتاحی- مجتبی فتحی- مهدی فخرزاده- مهدی فخرزاده- غفار فرزدی- فاطمه فرهنگخواه- مصطفی فرهودی- حسن فرهودینيا- حسن فريداعلم- علی فريديحيايی- ارسلان فلاح حجت انصاری- مرتضی فلاح- بهرام فياضی- حسام فيروزی- عباس قائمالصباحی- خسرو قشقايی- ماهرو قشقايی- عبدالحسين قمیزاده- عبدالمجيد قندیزاده- نظامالدين قهاری- عباسقلی قوامزاده اقدم- اسدالله کارشناس- رحمان کارگشا- رضا کاظمی- کيارش کاظمی- مرتضی کاظميان- هادی کحالزاده- محسن کديور- عليرضا کرمانی- علی کرمی- محمد کريمی- فريدون کشکولی- هادی کهالزاده- پروين کهزادی- بهناز کيانی- جعفر کيوانفر- بيژن گلافرا- فاطمه گوارايی- مسعود لدنی- حسين لقمانيان- عبدالله مؤمنی- حسين مجاهد- حسين مجاهد- محسن محققی- نرگس محمدی- نوشين محمدی- محمد محمدی اردهالی- حسين محمودی- احمد مدادی- فريد مدرسی- حسين مدنی- سعيد مدنی- ماشاءالله مديحی- مرضيه مرتاضیلنگرودی- فريد مرجائی- محمود مژدهی- مصطفی مسکين- ضياء مصباح- فضلالله مصطفوی- ليلی مصطفوی- مصطفی مصطفوی- محمد جواد مظفر- احمد معصومی- ياسر معصومی- علیاکبر معينفر- مرتضی مقدم- علی مقيمی- فهيمه ملتی- نسرين ملکی- قدرت منصوری- خسرو منصوريان- محمد مهرفام- سيدعلیاکبر موسوی خوئينی- حسن مولايی- علی مولايی- يوسف مولايی- علی مومنی- محمد مومنی- ميراسد مومنی- ولیالله ميرخانی- وحيد ميرزاده- اللهکرم ميرزايی- علی مينايیبهزاد- مهدی ناطقی- علیاکبر نجفی- محمود نعيمپور- محمود نکوروح- اعظم نمازيان- سيد حميد نوحی- فخرالسادات نوربخش- حسين نوریزاده- رحمان نوریزاده- نوشين نوعپرست- علی نيکونسبتی- هادی هاديزاده يزدی- محمد هاشمی- ناصر هاشمی- حميد هداوند- عليرضا هندی- احسان هوشمند- افشين وجدانی- مراد ويسی- رحيم ياوری- علیفريد يحيايی- حنيف يزدانیپور- ابراهيم يزدی- محمود يگانلی- حسن يوسفیاشکوری.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:" ،خبرنگار بخش فارسی صدای آمريکا در گفتگويی با آقای پيمان پاک مهر، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در تبريز، ادامه اعمال محدوديت ها بر فعالان مطبوعاتی در شمال غربی ايران را مورد بررسی قرار داد.
براي شنيدن يا ذخيره فايل صوتي متن زير را كليك كنيد.
افزايش اعمال محدوديت ها بر فعالان مطبوعاتی
**ذخيره فايل صوتی** افزايش اعمال محدوديت ها بر فعالان مطبوعاتی
بیانیه شعبه تشکل اصلاح طلب جبهه مشارکت ایران اسلامی در شمال غرب ايران در انتقاد از واکنش جمهوری اسلامی به تظاهرات آذری زبانان- راديو فردا
تبريز نيوز:سرويس سياسي:راديو فردا:تازه ترین واکنش به پیامدهای چاپِ کاریکاتوری در روزنامه «ایران» که به ناآرامیهایی در آذربایجان انجامید، بیانیه مفصل شاخه آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل حزب اصلاحطلب «جبهه مشارکتِ ایران ِ اسلامی» است.
این حزب در آغاز بیانیه خود، در کنار ِ انتقاد از عدم ِ عذرخواهی رئیس جمهوری اسلامی از اهالی آذربایجان، فورا بعد از چاپ کاریکاتور یاد شده در روزنامه دولتی «ایران»، «اقدامات افراطی» را سبب ِ «فرو کوفتن ِ مطالباتِ به حقّ ِ مردم ِ آذربایجان» نامید.
در این بیانیه همچنین به کاهش مشارکت آذری زبانان در انتخابات مجلس خبرگان و انتخابات رئیس جمههوری اسلامی اشاره شده است و آمده است که سهم آذربایجان از سرمایه گذاری برای توسعه کاهش یافته است.
در این بیانیه همچنین به سرخوردگی شدید مردم منطقه از وضع اقتصادی دولت آقای احمدینژاد و بروز بحرانهائی چون بیکاری و تورم هم اشاره شده است.
امير مصدق کاتوزيان (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:23 mins ]
تازه ترین واکنش به پیامدهای چاپِ کاریکاتوری در روزنامه «ایران»که به ناآرامیهایی در آذربایجان انجامید، بیانیه مفصل شاخه آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل حزب اصلاحطلب «جبهه مشارکتِ ایران ِ اسلامی» است.این حزب در آغاز بیانیه خود، در کنار ِ انتقاد از عدم ِ عذرخواهی رئیس جمهوری اسلامی از اهالی آذربایجان، فورا بعد از چاپ کاریکاتور یاد شده در روزنامه دولتی «ایران»، «اقدامات افراطی»را سبب ِ «فرو کوفتن ِ مطالباتِ به حقّ ِ مردم ِ آذربایجان» نامید.
درباره واکنش شاخه تشکل سیاسی سراسری در آذربایجان، پیمان پاک مهر، روزنامه نگار مستقل در تبریز، در مصاحبه با رادیو فردا در باره محتوای بیانیه شاخه استانی جبهه مشارکت میگوید:
پیمان پاکمهر (روزنامه نگار مستقل، تبریز):این بیانه اقدامات و شعارهای افراطی، تجزیهطبانه و فارسستیزانه و خشونت طلبانه را محکوم کرده است و آورده است که رئیس جمهوری اسلامی میبایست در همان آغاز با عذرخواهی از آذریزبانان، از تبعات آن جلوگیری میکرد و بیتدبیری و بیتجربگی مدیران دولت آقای احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی، و همچنین اقدامات افراطی را عامل این حوادث دانسته است، و مینویسد پیش از توسل به زور و پلیسی و امنیتی کردن فضا باید چارهای اندیشیده میشد و همچنین اشاره کرده است به اینکه آذربایجان همیشه خاستگاه علم و اندیشه و هنر بوده و امیرکبیر، پروین اعتصامی، شهریار، علامه طباطبائی، مهندس بازرگان، علامه اميني، علامه جعفری همگی خاستگاه آذربایجانی و آذری داشتهاند.
امیرمصدق کاتوزیان (رادیو فردا):بیانیه شاخه حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی در آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل، چه انتقادات مشخصی را پیش کشیده؟
پیمان پاکمهر: به تخریب ارك تبریز اشاره شده، عدم اجرای اصل 15 و 19 و اینکه چرا حادثه 20 تیر دانشگاه تبریز به فراموشی سپرده شد. همچنین سئوال شده از تراز سرمایهگذاری که متوسط درآمد سرانه چهاراستان آذرینشین 36درصد از متوسط درآمد سرانه کشور پائینتراست و اینکه چرا در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در خردادماه 1380 کاندیدای اصلاحطلب رد صلاحیت شد و انتخابات تنها با یک کاندیدا برگزار شد و همچنین به کاهش رای مردم منطقه در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی اشاره شد که در سال 1360 در ردیف چهاردهم بود ولی اخیرا به ردیف 28 نزول پیدا کرده. در این بیانیه همچنین به سرخوردگی شدید مردم منطقه از وعده هاي اقتصادی دولت آقای احمدینژاد و بروز بحرانهائی چون بیکاری و تورم هم اشاره شده است.
ا.م.ک.: رئوس درخواستها یا پشنهادهائی که در بیانیه مطرح شده چیست؟
پیمان پاکمهر:پیشنهاد شده که پروندههای قضائی باید به طور عادلانه و بر اساس موازین قانونی و آئین دادرسی مورد بازرسی قرار گیرد و گفته شده که کشورهای بیگانه مترصد فرصتی هستند تا از پروژه مطالبات قومی برای به خطر انداختن حاکمیت ملی و تمامیت مرزی دارند استفاده میکنند و اينكه باب گفتگو و تعامل را باید با شخصیتهای فعال حقوقی که دل در گرو ایرانی آباد، آزاد و مقتدر دارند، باز بشود تا مطالبات تاریخی مردم آذربايجان پیگیری و در خصوص متوازنسازی شاخصهای توسعه در مناطق آذرینشین نسبت به سایر استانها اقدام شود.
تبريز نيوز سرويس سياسي: "جبهه مشارکت ایران اسلامی مناطق آذربایجان شرقی،غربی و اردبیل "، پیرامون حوادث اخیر آذربایجان بیانیه تحلیلی صادر كرده است.
متن كامل اين بيانيه كه در نوزدهم خرداد 85 منتشر شده در زير آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
چاپ کاریکاتور و نوشته ای موهن در روزنامه دولتی ایران وقایعی را به دنبال داشت که موجب آزردگی و نگرانی مضاعف مردم شریف آذربایجان شد. هر چند شایسته بود که رئیس جمهور محترم به عنوان بالاترین مسئول اجرائی در همان آغاز با عذر خواهی از مردم آذربایجان از تبعات آتی آن جلوگیری می نمودند، اما صد حیف که با ضعف تدبیر و بی تجربگی مدیران و مسئولین ذیربط از یک سو و بروز برخی اقدامات افراطی از سوی دیگر فضایی را رقم زد که همچون گذشته ثمره ای جز فرو کوفتن مطالبات به حق مردم غیور آذربایجان نداشت.
جبهه مشارکت ایران اسلامی مناطق شمال غرب کشور در بیانیه قبلی، مطالبی به استحضار ملت شریف ایران رساند ولی به جهت رخداد برخی وقایع تلخ و تکرار شیوه های سطحی و صرفا امنیتی و پلیسی در مواجهه با موضوع پیچیده و ظریف اقوام و مطالبات قومی بر آن شدیم که در چارچوب شعار های اصلی جبهه مشارکت ایران اسلامی به ویژه "ایران برای همه ایرانیان" و "دفاع از حقوق شهروندی تمامی آحاد جامعه از جمله حقوق اقوام مختلف" به ریشه یابی و ارائه مطالبی به صورت تحلیلی به هم وطنان عزیز و مردم شریف آذربایجان و نیز مدیران و مسئولین ذیربط بپردازیم. باشد که این تحلیل بتواند موجب روشنگری هم وطنان عزیزمان در سراسر خطه پهناور ایران شده و موجب اصلاح شیوه های نادرست درمواجهه با موضوع قومیت ها و مطالبات تمامی اقوام ایرانی گردد.
1) امروز فراتر از تعریف و تمجید های تکراری و معمول از مردم شریف ترک زبان آذربایجان، آن هم در مواقع بحران، می بایست برای یک بار هم شده، وضعیت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی استان های آذری نشین را با لحاظ پیشینه درخشان تاریخی آن مورد بررسی موشکافانه و علمی قرار داد و پیش از توسل به زور و امنیتی و پلیسی کردن فضا به چاره اندیشی منطقی و اتخاذ شیوه های صواب در مواجهه با مطالبات قومی و درمان ریشه ای این زخم کهنه پرداخت. آری " چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید".
2) نقش بارز و ممتاز آذربایجان در تاریخ ایران به گواه شواهد واسناد معتبر تاریخی غیر قابل انکار است. تشکیل اولین دولت ملی توسط حکومت صفوی، جانفشانی ها و رشادت های مردم قهرمان آذربایجان در انقلاب مشروطیت و حرکت های استبداد افکن آنان به رهبری ستارخان ها و ثقه الاسلام ها، حرکت کوبنده و برق آسای مردم غیور تبریز در 29 بهمن سال 1356 که هیمنه رژیم ستم پیشه پهلوی را در هم شکست و طلیعه انقلاب اسلامی گردید، ایثارگری ها و دلاوری های فرزندان استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان در قالب "لشکر دریادل 31 عاشورا" در ایام جنگ تحمیلی همگی نمونه ای از غیرت و حمیت ملی آذربایجان در صیانت از تمامیت ارضی کشور و مقابله با هجوم و نفوذ بیگانگان می باشند. چه کسی است که نداند آذربایجان اساسا دروازه ورود تجدد خواهی در کشور بوده و "مکتب تبریز" نشانگر پیشگامی و منشا بودن آذربایجان در روشنفکری، نوگرایی و تحول خواهی در یک صد و پنجاه سال اخیر بوده است. آری امیر کبیر، آن اصلاح طلب نامی، پرورش یافته آذربایجان است. چه کسی است که نداند آذربایجان خاستگاه فکر و اندیشه، علم و ادب و هنر است و بسیاری ازشخصیت های برجسته علمی، ادبی، هنری، فکری و سیاسی از طیف ها و نحله های مختلف و متنوع از این سرزمین سر بر آورده اند. امروز هر کس بخواهد از ابتر نبودن شعر و ادب فارسی سخن بگوید، به پروین اعتصامی و شهریار تمسک می جوید. هرکس به نوآوری و عمق اندیشه فلسفی و قرانی می اندیشد، به علامه طباطبایی روی می آورد. هر کس به روشنفکری دینی فکر می کند، از مهندس بازرگان آغاز می کند. هر کس به دنبال منطق و استدلال در گفتگوی بین مذاهب می گردد، به علامه امینی می رسد. هر کس دغدغه انصاف و اخلاق را در رفتار علمی دارد، به علامه جعفری اشاره می کند. کیست که نداند آذربایجان به دلیل قرار گرفتن در موقعیت حساس جغرافیایی، محل تلاقی فرهنگ های مختلف به ویژه کانون ارتباطات با اروپا بوده و لذا پیشگام در تاسیس و به کار گیری مظاهر تمدن جدید می باشد. آذربایجان به حق مهد "اولین ها" لقب گرفته است، چرا که اولین چاپخانه، اولین مدرسه غیر دولتی، اولین کتابخانه عمومی، اولین قرائت خانه و اولین مدرسه استثنایی در این خطه دایر و تاسیس شده اند.
3) چنین پیشینه درخشان در عرصه دفاع از تمامیت ارضی ومبارزه با استیلای بیگانه، نقش تاثیر گذار در نوآوری، نواندیشی و تجددخواهی، و پیشگامی در عرصه فکر، اندیشه، علم و ادب، توجه و عنایت شایسته ای را از دولت ها می طلبید و می طلبد. اما صد افسوس که قاطبه مردم آذربایجان نه تنها چنین توجه و عنایت شایسته و درخور را احساس نکرده اند، بلکه به باورشان همواره با بی مهری، تحقیر، توهین، تبعیض و محرومیت مواجه شده اند.
4) مردم آذربایجان سئوالات و مطالبات مهم و فروخورده ای در عرصه سیاست، فرهنگ و اقتصاد دارند که در اینجا صرفا به برخی از انها اشاره می کنیم:
- سیاست ستیز با اقوام مختلف ایرانی به ویژه ترک زبان ها همواره درحکومت پهلوی دنبال می شده است. سوال این است که چرا مردم آذربایجان احساس می کنند که در جمهوری اسلامی نیز به حقوق آنها بی توجهی و بی اعتنایی می شود؟ چرا صدا و سیما به عنوان رسانه ملی، هر از چند گاهی به توهین و تحقیر مردم ترک زبان آذربایجان پرداخته و موجب تداعی احساس "شهروند درجه دوم بودن" در آنها شده است؟
- چرا در قبال سیاست غیرقانونی و نادرست برخی مقامات محلی در خصوص "ارک تبریز" عملا سیاست سکوت پیشه گرفته شده است؟ ارکی که با آن پیشینه تاریخی و باستانی سنگر مشروطه خواهان بوده است، ارکی که برای مردم آذربایجان نماد "آزادی، مقاومت، حکومت قانون و تحدید قدرت" بوده است؟ مردم مقایسه می کنند که چرا در خصوص قضیه میدان نقش جهان و برج جهان نمای اصفهان، آن همه اعتراض برمی خیزد (که به زعم ما آن اعتراضات هم به حق بوده اند)، ولی از کنار تخریب ارک تبریز و تحقیر و تحت الشعاع قرار گرفتن و به محاق فراموشی سپرده شدن آن به سادگی عبور می شود؟
- برای مردم آذربایجان این سئوال بی پاسخ مانده است که چرا قضایای 20 تیر دانشگاه تبریز و هجوم به ساحت مقدس آن به فراموشی سپرده شده است؟ چرا گزارش شورای امنیت کشور در خصوص فاجعه کوی دانشگاه تهران از صدای جمهوری اسلامی ایران خوانده می شود ولی گزارش شورای امنیت کشور در خصوص حمله فاجعه بار به دانشگاه تبریز در بایگانی ها خاک می خورد؟
- چرا اصول 15 و 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همچنان معطل باقی مانده اند؟ چرا قانون گذاران و مسئولین ذیربط برای اجرایی و عملیاتی کردن این اصول گام های موثر بر نمی دارند؟ اصولی مترقی که استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات انها در مدارس، در کنار زبان فارسی را آزاد و مجاز می شمارند و تصریح می کنند که مردم ایران از هر قوم و قبیله باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
- در مقایسه با استان های هم طراز سرمایه گذاری لازم در آذربایجان انجام نگردیده است و این استان ها در زمره مهاجر فرست ترین استان ها می باشند. به شهادت مرکز آمار آیران (کتاب ماخذ تولید استان های کشور- 80-1379) متوسط درآمد سرانه چهار استان آذری نشین، 36% از متوسط درآمد سرانه کشور پایین تر است (آذربایجان شرقی 22%، آذربایجان غربی 48%، اردبیل 43%، زنجان 41%). برای مردمی که چنین درآمد نازلی از سایر هم وطنان خود دارند و فقر و عقب ماندگی را با پوست و گوشت خود لمس می کنند، این سوالات مطرح است که این فاصله کی و با چه مکانیزم های علمی و عملی پر خواهد شد؟ و شعار به حق و زیبای "آذربایجان سر ایران است" در تخصیص منابع مالی و سرمایه ای کشور چگونه محقق خواهد گردید؟ و این شعار چه تاثیری در میزان سهم نیروی انسانی غنی و کارآمد آذربایجان در حلقه مدیریت و قدرت خواهد داشت؟
5) مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و اداره امور کشور با اتکای به آرای عمومی می باشد، لاکن در عمل انحصار طلبی و سیاست حذف رقبای سیاسی، بدون رعایت قانون و با اعمال سلیقه، موجب محرومیت مردم از اعمال حق حاکمیت خود و محدودیت آنها در انتخاب نمایندگان واقعی خود گردیده است. تا بدانجا که به عنوان نمونه در انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان در 18 خرداد سال 80 در آذربایجان شرقی در روز رای گیری کاندیدای تایید صلاحیت شده را دوباره رد صلاحیت نمودند، به گونه ای که انتخاب تنها نامزد باقیمانده عملا بر مردم تحمیل شد، ولی علیرغم این قیم مآبی، همین کاندیدای سلب صلاحیت شده آرای بیشتری از نامزد دیگر به دست آورد. آیا این نحوه برخورد با حق حاکمیت ملی غیر از توهین به شعور و آگاهی مردم آذربایجان و تحقیر آنان معنای دیگری دارد؟ مردمی که عمیقا باور دارند که از نظر امام خمینی (ره) "میزان رای ملت است".
6) به باور ما مشارکت بسیار کم مردم در مهم ترین استان این خطه در انتخابات های ریاست جمهوری دلیلی محکم و انکار ناپذیر بر وجود نوعی شکاف و مطالبات ادا نشده، معوق و معطل آنها می باشد و متاسفانه میزان مشارکت به مرور زمان سیرنزول و کاهش را پیموده است (ردیف 14 ام در انتخابات سال 60، ردیف 20 ام در انتخابات سال 64، ردیف 25 ام در انتخابات سال 68، ردیف 26 ام در انتخابات سال 72، ردیف 27 ام در انتخابات سال 76 و ردیف 28ام در انتخابات سال 80).علیرغم این میزان کم مشارکت، درصد آراء آقای خاتمی در انتخابات های سال 76 و 80 در این خطه از متوسط درصد آراء ایشان در کل کشور 2% نیز بالاتر بوده است که دلالت بر اصلاح طلبی، تحول خواهی، قانون گرایی و آزادی خواهی آنان دارد. آیا نباید دلسوزان نظام ریشه این امر را بررسی و از خود سئوال نمایند که چرا در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری آراء یک کاندیدای ترک زبان در سه استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل یک سر و گردن بالاتر از آراء سایر نامزد های مطرح بود؟
7) به زعم ما درک فاصله آن جایگاه تاریخی و پیشینه درخشان با میزان بهره مندی استان های آذری نشین از سهم منابع ملی و در نتیجه توسعه یافتگی کم آنها، در کنار توجه به مطالبات فرهنگی و زبانی و قومی می تواند ریشه بسیاری از این حوادث را تبیین نماید. بنا براین اگر از این منظر به موضوع نگریسته شود، طبیعتا در حوادث اخیر موضوع کاریکاتور صرفا نقش یک "جرقه" و " چاشنی" را بر مطالبات انباشته شده ایفاء نموده و در واقع "بهانه" ای برای ابراز و بیان مطالبات فروکوفته و "زمینه" ای برای ترکیدن بغض های فروخفته شده است.
8) سئوالی که در اذهان شکل گرفته، این است که آیا در صورت عدم اعتراض مردم و وقوع برخی حوادث، باز روزنامه ایران توقیف و افراد بازداشت می شدند؟ البته به باور ما هر گونه اقدام قضایی باید به موقع و بدون تاثیرپذیری از فشارهای اجتماعی و بر اساس موازین قانونی و حقوقی و رعایت آیین دادرسی انجام پذیرد. متاسفانه هیچ گونه عذرخواهی رسمی نیز از سوی مقامات عالی رتبه ذیربط صورت نپذیرفته است و لذا این نکته در حافظه تاریخی مردم آذربایجان باقی خواهد ماند. در ضمن انچه برای مردم آذربایجان از درجه اهمیت والایی برخوردار است، توجه جدی و اساسی به مطالبات برحق و منطقی آنان می باشد. البته ما ایران را برای همه ایرانیان می بینیم و می خواهیم و از این منظر نه تنها از مطالبات به حق مردم آذربایجان، بلکه از مطالبات همه ایرانیان نیز- آن هم با شیوه های قانونی و مدنی- حمایت می کنیم.
9) علاوه بر مطالبات فرهنگی و اجتماعی مردم آذربایجان، بخش مهمی از مطالبات فشرده آنان همانند سایر آحاد مردم ایران نیازهای روزمره، معیشتی و اقتصادی می باشد که زندگی را بر آحاد جامعه خصوصا طبقه پایین تلخ و ناگوار نموده است. گرانی، تورم، رکود و بیکاری برای مردم زجرآور و استخوان سوز شده و چهره کریه فقر گستره وسیعی یافته و فساد و تبعیض و افسردگی از مظاهر تلخ جامعه ما گشته است. متاسفانه وعده ها و سیاست های دولت نهم نیز برای کنترل این نابسامانی ها تاکنون عملا به جز گرانی و تورم بیشتر، ثمره دیگری نداشته است. به نظر ما راه برون رفت از این عقب ماندگی شدید، تعمیق مردم سالاری و توسعه مشارکت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم، توسعه متوازن و پایدار اقتصادی با حفظ سرمایه های داخلی و جذب سرمایه گذاری خارجی به ویژه سرمایه های عظیم ایرانیان خارج از کشور و با اتخاذ سیاست تنش زدایی وهمزیستی مسالمت آمیز با جهان خارج امکان پذیر است.
10) جبهه مشارکت ایران اسلامی مناطق آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل با هرگونه حرکت کور تخریبی و خشونت طلبانه، افراطی گری، تخریب اموال عمومی ومردم، اقدامات تجزیه طلبانه و اهانت به سایر هم وطنان مخالف بوده و به شدت آنها را محکوم می نماید. ضمن آنکه شعار های تجزیه طلبانه و فارس ستیزانه را به ضرر مردم آذربایجان و مطالبات برحق آنها ارزیابی می کند. باید یقین کرد که سربلندی و پایداری ایران عزیز مرهون و مدیون تنوع فرهنگی و قومی و وحدت برآمده از مناسبات عادلانه میان آنها بوده و خواهد بود.
11) انچه که در حوادث اخیر برای کارشناسان و اهل فن در امور سیاسی و امنیتی مبرهن و واضح است، ضعف تدبیر و بی تجربگی مسئولین و مدیران ذیربط در مدیریت بحران است که در پی روی کار آمدن دولت نهم و حذف بی سابقه مدیران باتجربه از بدنه اجرایی ایجاد شده است. شاید اگر بحران پیش امده با درایت، تدبیر، عقلانیت، سعه صدر، تعامل و گفت وگو مدیریت می شد، چه بسا که از گسترش بحران جلوگیری و از ابعاد فاجعه کاسته می شد. آنچه که به وقوع پیوست و موجب تاثر و تاسف عمیق مردم آذربایجان شد نتیجه ضعف تدبیر و بی تجربگی مسئولین در مدیریت و کنترل بحران، نفوذ برخی افراطیون در حرکت های اعتراضی و حضور غیر قانونی عوامل غیر مسئول از سوی دیگر بود.
12) امنیتی و پلیسی کردن فضای اعتراضات، اشاعه رعب و وحشت و مهم تر از همه حضور لباس شخصی های غیرمسئول همراه با ضرب و شتم عابرین و مردم عادی و اقدامات تحریک کننده و دون شان شهروندان نه تنها موجب حل مسئله نشده، بلکه مورد تنفر بیشتر مردم می گردد. به واقع امر، گستره مطالبات تاریخی و به حق مردم آذربایجان اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در مقابل طیف اندک تجزیه طلب بسیار فراتر می باشد، لذا تقلیل و انتساب اعتراضات مردم به این جریان کوچک و به فراموشی سپردن اصل موضوع، جفایی بزرگ در حق مردم سرافراز آذربایجان می باشد.
13) جبهه مشارکت ایران اسلامی مناطق آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل از منظر حقوق شهروندی و انسانی، از حقوق قانونی همه دستگیر شدگان حوادث اخیر دفاع نموده و حق آنان می داند که پرونده های قضایی آنان به طورعادلانه و براساس موازین قانونی و آیین دادرسی مورد رسیدگی قرارگیرند، چه بسا که برخی از آنان بی گناه یا توسط افراد غیر مسئول و بدون دلیل روشن دستگیر شده باشند. در ضمن جهت ممانعت از تضییع حقوق قانونی دستگیرشدگان، سریعا امکان برخورداری همه آنها از وکیل قانونی فراهم گردد.
14) همان گونه که بارها خاطر نشان شده است، مادامی که سازوکار های مدنی ابراز اعتراضات مطابق با اصل بیست و هفتم قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه کشور و با استفاده از روش های دمکراتیک فراهم نگردیده و امکان بروز اعتراضات از مجاری قانونی محدود گردد، بروز تشنجات اجتماعی اجتناب ناپذیر بوده و ضرر و زیان آن بیش از همه متوجه خود نظام خواهد شد. مقامات ذیربط باید پاسخ بدهند که بالاخره مردم ما چگونه می توانند اعتراضات، نقد ها و مطالبات خود را که حق مسلم آنان است، به صورت جمعی مطرح نمایند؟ به نظر ما یکی از دلایل مهم که باعث می شود دامنه بحران های اجتماعی گسترش یافته و از کنترل قانونی خارج شود، فقدان همین سازوکار های قانونی و دمکراتیک است. بنظر می رسد که اگر از سوی مسئولین ذیربط مجوزهای قانونی تجمع در همان ابتدا داده می شد، چه بسا که از تحمیل هزینه های هنگفت به نظام جلوگیری می گردید. همچنین در زمان وقوع چنین بحران هایی است که ضرورت و ارزش نهاد های مدنی و احزاب قانونی بیش از پیش مشخص می شود، چرا که این نهادهای شناسنامه دار می توانند در منطقی و عقلانی تر کردن مطالبات، انتقال مسالمت آمیز آنها به حاکمیت، کمک در کنترل و مدیریت بحران و جلوگیری از وسیع شدن شکاف ملت- دولت نقش بسزایی را ایفاء نمایند.
15) از آنجا که در شرایط کنونی، نظام با چالش بسیار مهم "انرژی هسته ای" در سطح بین الملل مواجه است که لازمه آن حفظ "وحدت و همبستگی ملی" می باشد، و نیز از آنجا که کشور های بیگانه، خصوصا آمریکا مترصد فرصتی هستند تا از اینگونه حوادث به نفع منافع سیاسی خود بهره برداری نموده و پروژه استفاده ازمطالبات قومی برای به خطر انداختن "حاکمیت ملی و تمامیت ارضی" را به پیش ببرند، لذا هوشیاری، درایت و تدبیر دولتمردان و مسئولین سیاسی بیش از پیش ضروری است. صد البته متقابلا توجه به این امر برای فعالان قومی نیز ضرورتی انکارپذیر می باشد.
16) در خاتمه به راه حل هایی که می توانند به زعم ما در جلوگیری از بروز مجدد چنین حوادث تلخ و ناگواری موثر واقع شوند، اشاره می کنیم. امیدواریم که همگان این توصیه های از سر "درد" و "دلسوزی" را مورد توجه قرار دهند:
· اتخاذ سیاست تامین حقوق تمامی شهروندان ایران زمین به ویژه اقوام مختلف ایرانی در چارچوب اصول مصرح قانون اساسی،
· پرهیز جدی از اتخاذ سیاست های صرفا پلیسی و امنیتی در مواجهه با مطالبات قومی، پرهیز جدی از سطحی اندیشی و تقلیل بحران اخیر به تحرکات "عوامل خارجی" و "اوباش و اراذل" و شکستن کاسه کوزه ها بر سر "دستگیر شدگان"،
· استفاده از افراد توانمند، آگاه، صاحب نظر، با تجربه، با درایت، اهل تعامل، دارای پایگاه مردمی قوی و دارای سعه نظر درمسولیت های کلیدی اجرایی و سیاسی در استان های ذیربط،
· فراخوان ویژه دولت از شخصیت ها و نخبگان آذربایجان از گرایش های مختلف فکری و سیاسی برای "احصای دقیق" مطالبات تاریخی مردم ترک زبان آذربایجان و "تعیین راهکارهای تحقق منطقی" مطالبات مذکور،
· کمک به تشکل یابی قانونی و شناسنامه دار فعالان قومی که مایل به فعالیت در چارچوپ قانون اساسی می باشند،
· برنامه ریزی ویژه برای اجرایی و عملیاتی کردن تمامی اصول قانون اساسی به ویژه اصول 15 و 19 قانون اساسی،
· مطالعه و بررسی ویژه کارشناسی برای استخراج شاخص های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متوازن تمام استان های کشور و مقایسه آنها با شاخص های موجود در استان هایی که اقوام مختلف ایرانی در آنها ساکن بوده و در محرومیت بسر می برند، و سپس به کارگیری عزم ملی برای جبران محرومیت ها و عقب ماندگی ها در چارچوب یک طرح ملی،
· باز کردن باب گفتگو و تعامل با شخصیت های فرهنگی فعال قومی که دلشان در گرو آذربایجانی آزاد وآباد در دل ایرانی آزاد، آباد، مقتدر و توسعه یافته می تپد.
و ما ارید ان اخافکم الی ما انهکم عنه، ان ارید الا الاصلاح مااستطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب (سوره هود- آیه 88)
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:" خبرنگار بخش فارسی صدای آمريکا در گفتگويی با "پيمان پاک مهر"، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر مقيم تبريز، سرکوب فعالان مطبوعاتی در شمال غرب ايران را مورد بررسی قرار داد.
براي شنيدن يا ذخيره فايل صوتي بر روي متن هاي زير كليك كنيد.
سرکوب فعالان مطبوعاتی در شمال غرب ايران
**ذخيره فايل صوتی** سرکوب فعالان مطبوعاتی در شمال غرب ايران
تبريز نيوز:سرويس سياسي:حزب پان ايرانيست با صدور اطلاعيه اي نسبت به تلاش دولت"بحرين"، براي تاسيس دانشگاهي با نام "دانشگاه جهاني خليج عرب"هشدار داد.
"حزب پان ايرانيست" ، در جديد ترين اطلاعيه خود كه در 17 خرداد 85 منتشر كرده ، بحرين را سرزمين هميشه ايراني ناميده و با غير مشروع خواندن چنين اقدامي سكوت دولتمردان ايران را بي اعتنايي به منافع مردم ايران دانسته است.
تبريز نيوز:سرويس سياسي :"راديو آزادگان"، در خصوص علت ناآرامی های شمال غرب ایران ،جريان پان تركيسم و تجزيه طلبي گفتگويي با "عليرضا همدست"،روزنامه نگار و سردبير تبريز نيوز انجام داده است.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:راديو فردا:از استان های آذربایجان غربی و شرقی خبر می رسد که موج بازداشت، احضار هفت روزنامه نگار و نویسنده در روزهای اخیر، خانواده بازداشت شدگان را نگران کرده است.
پیمان پاک مهر روزنامه نگار در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:هفت تن از روزنامه نگاران و نویسندگان در شمال غرب ایران بازداشت شده اند، همچنین حکم جلب یک نویسنده و نيز يك روزنامه نگار در مشکین شهر هم صادر شده.
پیمان پاک مهر می گوید: از این که این افراد را چه کسانی بازداشت کردند یا در کجا بازداشت هستند، اکثر خانواده هایشان اطلاع ندارند و فقط آقای امیری مطلع هستیم که در 35 کیلومتری شهرستان مرند در یک زندان که اردوگاهی است برای ترک معتادین نگهداری می شود.
وی می گوید:مطبوعات محلی و کلا رسانه های خبری اخبار مربوط به بازداشت شدگان و قربانیان در شمال غرب ایران را کلا بایکوت کردند.
امير مصدق کاتوزيان (rm) صدا | (wma) صدا [ 4:30 mins ]
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی قوری شش روزنامه نگار دستگير شده در استان های شمال ايران است. شنبه ٦ خرداد ماه در اردبيل وحيد درگاهي سردبير هفته نامه آوای اردبيل، علي نظری سردبير و رضا کاظمي مدير مسئول هفته نامه ی آراز دستگير شده اند. خانواده اين روزنامه نگاران تا امروز نتوانسته اند خبری از چرايي دستگيری و اتهامات و يا محل بازداشت آنها بدست آورند.
علي حامد ايمان مديرمسئول هفتهنامه توقيف شده شمس تبريزيکشنبه ٧ خرداد ماه توسط ماموران امنيتي در خيابان بازداشت شده است. هفته شمس تبريز در موج توقيف مطبوعات سال ١٣٧٩ از جمله نشريات توقيف شده بود. علي حامد ايمان در آذر ماه ١٣٨٢ نيز يکبار ديگر دستگير و محاکمه و به دوسال حبس تعليقي و ٧٥ ضربه شلاق محکوم شده بود. اين روزنامه نگار دو روز پس از بازداشت با سپردن وثيقه آزاد شده بود.
امين حسين موحدی و اورج اميری نيز در روزهای ٤ و ٥ خرداد ماه در شهرهای مشکين شهر و مرند و در پي گسترش اعتراضات و تظاهرات ضد حکومتي مردم در استانهای آذربايجان بازداشت شده اند.
تبريز نيوز:سرويس سياسي:"جبهه ملي ايران"، در خصوص كاريكاتور جنجال برانگيز روزنامه ايران و رخ دادهاي پس از آن اطلاعيه اي صادر كرده است.
متن كامل اين اطلاعيه كه با عنوان " آذربايجان بيدار است و از يگانگي و يكپارچگي ملي ايران پاسداري خواهد كرد"، صادر شده در زير آمده است:
هم ميهنان عزيز، در پي انتشار يك مطلب توهين آميز در روزنامه دولتي ايران كه، با توجه به روش و محتوا، گونه اي برنامه ريزي درآن متصوراست، در تبريز، مهد آزادگان، و دربرخي شهرهاي ديگر استانهاي شمال باختري كشور راهپيمايي هايي در اعتراض صورت گرفت كه جبهه ملي ايران با پيوستن به اعتراض برحق هم ميهنان آذربايجاني، پشتيباني خود را از اين مردم غيور و ستون استوار استقلال و يكپارچگي ايران اعلام مي دارد.
جبهه ملي ايران با توجه به اين اصل بنيادين كه همه باشندگان سرزمين ايران كه به زبانها و گويشهاي مختلف سخن ميگويند و به آيين هاي رسمي رايج چون اسلام شيعه و سني، زرتشتي، مسيحيت يا يهوديت معتقدند، همه را شهرونداني داراي حقوق برابر مي شناسد و براي همه ايرانيان كه درشكل گيري و تكامل و پردازش فرهنگ پربار ايراني نقش آفرين بوده و هر يك با ويژگيهاي جغرافيايي خود، در سامان بخشيدن به تاريخ و ميراث رنگارنگ و غرورآفرين اين سرزمين كهنسال نقش به سزا داشته اند، ارزش و احترامي يكسان قائل مي باشد، اين اقدام شيطنت آميز و لطمه زننده به يگانگي ملي را بشدت محكوم ساخته و از هم ميهنان آذربايجاني پوزشخواهي ميكند. ازآنجا كه چاپ چنين مطلب تحريك آميزي درچنين برهه حساس و بحراني تاريخ معاصر ايران بي برنامه نمي توانسته باشد، جبهه ملي ايران بر آنست تا واقعيت و توطئه پشت پرده مربوط به اين رويداد زشت را در زمان مناسب آشكار سازد.
جبهه ملي ايران، شكوه نقش آفريني خطه آذرآبادگان را از كهن روزهاي تاريخ اين سرزمين اهورايي تا به امروز، در دورانها و بحرانهاي گوناگوني كه اين كشور به آنها دچار آمده بوده، بويژه قهرمانيها و مقاومتهاي بي بديل باشندگان آن در برهه هاي حساس كه ايران مورد تجاوز بيگانگان قرار گرفته بوده سپاس مي دارد. تاريخ ايران هيچگاه پايمردي مردم آذربايجان را در برابر تجاوزهاي ويرانگر و قتل عام هاي تركان عثماني، و در حفظ استقلال اين سرزمين در يورشهاي پي در پي آنان از ياد نخواهد برد. چهره هاي بلند آوازه اي چون ستارخان و باقرخان را دركنار كوشندگان بختياري، تبرستاني، گيلاني، اسپهاني و ديگر آزاديخواهان ايران، در نجات مشروطيت ايران و نقش بنيادين فرزندان آذربايجان در پشتيباني از نهضت ملي ايران هيچگاه از حافظه تاريخ ايران فراموش نخواهد شد.
با توجه به حساسيت اوضاع ايران، چه از لحاظ سياست بين المللي و چه از نظر سياستهاي نابخردانه داخلي، ايجاب مي كند كه هم ميهنان آذربايجاني، همچون گذشته، هوشيارانه سكان را دردست داشته باشند و اجازه ندهند تا گروهكهاي سازمان يافته خاص ازحساسيت هاي صادقانه و گردهمايي هاي اعتراض آميز برحق توده مردم، بسود هدفهاي ضد ملي كه بر يگانگي ملت ايران و يكپارچگي كشور مي تواند آسيب برساند بهره برند. گردهمايي شكوهمند چند ده هزار نفري روز چهارشنبه در تبريز و شعار محوري آن: "آذربايجان بيدار است، پشتيبان ايران است"، روشنگر آن بود كه مردم آگاه تبريز، ضمن نشان دادن ناخشنودي شديد خود، نسبت به موارد انحرافي در تظاهرات روز دوشنبه نيز واكنش ميهن پرستانه نشان دادند. آنها اقدامات خشونتبار و شعارهاي تفرقه افكن معدودي بيگانه پرستان سازمان يافته را كه براي تحريك تظاهركنندگان حق طلب و آزمايش تحريك پذيري عامه مردم، به اجرا درآمد، بشدت نفي كردند و بر لزوم تلاش براي حفظ يگانگي ملي و استقلال و يكپارچگي كامل ايران پافشردند.
در واقع، اعتراض گسترده مردم نه فقط به يك توهين ناشي از بي لياقتي مسئولان جمهوري اسلامي، بلكه به حاكميتي بود كه با انحصارگري، حكومت خشونت آميز، تحميل خفقاق، رواج فساد و ايجاد فقر گسترده و عقب افتادگي ملي، و تبعيض هاي مذهبي و جغرافيايي جان آنها را به لب آورده است. هنگاميكه گروههاي مختلف جامعه به دلايل بسيار دچار دلمردگي، استيصال و عصيان زدگي سياسي و اجتماعي شده اند، در برابر هرگونه برخورد غيرمسئولانه و گفتار و رفتار تحقيرآميز از سوي وابستگان به حكومت، از خود حساسيت و واكنش هاي خشم آگين نشان مي دهند، و چه بسا كه ممكن است در مظان بهره برداري قدرتهاي مترصد بيگانه هم قرار گيرند. چنانكه رويدادهاي كردستان و خوزستان و بلوچستان در طي سال گذشته، گواه اين ناهنجاري است.
جبهه ملي ايران، در حاليكه وزارت ارشاد را براي عدم انجام مسئوليت خود در قبال كنترل منطقي، نه اعمال سانسور، مطبوعات دولتي محكوم مي كند، و همه نهادهاي مسئول، از جمله وزارت اطلاعات و وزارت كشور را مورد خطاب قرار مي دهد، از وزير ارشاد مي خواهد دربرابر اين ناتواني بحران ساز ازملت ايران رسماً پوزش بخواهد و ازسمت خود استعفاء كند.
حاكميت جمهوري اسلامي نشان داده كه نه تنها در عرصه بين المللي كشور را دچار فرصت سوختگي، انزوا و بي اعتمادي جهاني و خطرات جبران ناپذير كرده، بلكه در عرصه سياست داخلي هم بجزعقب افتادگي اقتصادي واجتماعي، فقر، فساد و نااميدي چيزي براي مردم به ارمغان نياورده است. تا كي مردم ستمديده ايران بايد تاوان خودكامگي، قدرت طلبي، آزمندي و خشونت ساختاري اين حاكميت را بدهد؟ تا كي بايد ملت ايران بعلت خودبزرگ بيني مذهبي گروهي واپس گرا، گرفتار رفتار تفرقه افكن و تبعيض گرا و حاكميت خفقان و خشونت باشد؟
ما بار ديگر و با صراحت تمام، ساختار حاكميت را خطاب و اتمام حجت مي كنيم كه تداوم راهي كه برگزيده اند و بستن همه راههاي مسالمت آميز بر روي ملت و بي اعتنايي به خواست ملت براي استقرار دموكراسي و حاكميت ملي، روزبروز كشور را بورطه سقوط در بحراني ويرانگر نزديكتر مي سازد.
در پايان، جبهه ملي ايران نگراني شديد خود را از ادامه روند موجود اعلام داشته از همه سازمانهاي ملي، جنبش دانشجويي، فعالان سياسي ملي، نيروهاي كارگري، كارآفرينان، انديشمندان و آزاديخواهان سراسر كشور دعوت مي كند تا در يك جريان فراگير ملي براي نجات كشور از بحران، حضور يافته و ما را در دفاع از منافع ملي ايران ياري دهند.
جبهه ملي ايران - پنجم خرداد 1385
اسامي بر اساس حروف الفبا ميباشد:
انجمن ژیار کرمانشاه
انجمن فرهنگی- اجتماعی شاهو سنندج
انجمن وفا کرمانشاه
انجمن هاوار کرمانشاه
حزب فرد کرمانشاه
فرهاد ابراهیمی
امید احمدزاده
اسعد احمدی
کامل احمدی
آرین احمدیان
مانیکا اخگر
سیدقاسم ارژنگ
نعمت آرش
جلیل آزادیخواه
کاوه اسدی
کاوه اسفندیاری
علی اسلامی
محيالدين آشوري
علی اصغری
منا افشاری
شیلا اکبری
محفوظ اکرامی
سعدالله امیری
عاطفه امینی
حسین آیت النبی
محمد باقری
عدنان باقی پور
احمد برتنی
آزاد بنفشی
محمدرضا بنی صدر
فرهاد بهرامی
آرام بیننده
ماریا جاهدی
جبال جباری
صلاح جواهری
هادی حاجی امینی
چیا حجازی
سارو حجازی
بابك حدادي
علاء حسامی
دلیر حسین زاده
آریا حسینی
فرزاد خالدی
بهادر خانیکی
گلاله خاوری
حسام دانیالی
فرشاد دوستی پور
مختار دوستی
علی دولتی
بهاء ذاکری
صحبت راستبین
شاهو رحمانی
منصور رحمانی
هوشیار رحمانی
فتح الله رحیمی
يوسف رحيمي
محمود رستمي
توفیق رستمی زاده
فواد رستمی
مسعود رستمی
حمدالله رضایی
لطیف رضایی
سارو رمضانی
سامان روحانی
مختار زارعی
امين زندكريمي
سعید ساعدی
بختیار سبحانی
حافظ سبزه
عبدالله سبزه
طاریمراد سعیدی
شریفه سلطانی
نیما سلطانی
معتصم سلیمانی
منصور سلیمانی
احسان سنندجی
سالار شافعی
اسعد شاكري
هانا شهیدی
لیلا شیخی
دنیا صادقی
صمد صادقی
آرش صالح
آسو صالح
عثمان صالح نژاد
هادی صالحی
جبار طهماسبی
ابراهیم طهماسبی
مهدی ظهرابی
مهوش عبدی پور
مادح عبدی
اکبر علیخانی
مهناز علیزاده
ایرج غریبی
واحد غریبی
فرانک غلامی
جمال فتحی
کمال فتحی
سهراب فخری
کیوان فرهمندی
اکرم قالیباف
محمد قربانیان
باقر قوزي
اجلال قوامی
آرش کتابی
خسرو كردپور
مسعود كردپور
آسو کریمی
فواد کریمی
کریم کریمی راد
یاسر گلی
امير گودرزي
عابدین گویلی
آزاد لطف پوری
كيان لولايي
کاوه مانی
آکو محمدی
رضا محمدی
فرشاد محمدی
کیومرث محمدی
آزاد مرادی
چیا مرادی
بيژن مرادي
عثمان مزين
هوشنگ مقامي
عبدالرحمن ملایی
اعظم مكري
جلال ملکشا
فواد منصوری
فاطمه نبی پور
فتحيه نراقي
سبیل هاتفی
فرهاد هادی
تبريز نيوز:سرويس سياسي : راديو فردا :شماری از فعالان مدنی و حقوق بشر کرد در ایران در حمایت از آذری زبان های ایران بیانیه ای صادر کردند.
تاکید این بیانیه بر محکوم کردن تفرقه افکنی میان اقوام کرد و ترک است. پیمان پاک مهر روزنامه نگار مستقل در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در این بیانیه آمده «ماکردها که همواره خود قربانی این دیدگاه تحقیرآمیز و دیگر ستیز مرکز در طول تاریخ قرار گرفته ایم، در این آزادگی با برادران و خواهران ترک خود احساس همدردی می کنیم»؛ و در این بیانیه علاوه بر این که محکوم کردند اهانت به ترک ها را، همچنین انتقاد کردند از افرادی که قصد دارند بین ترک ها و کردها تفرقه ایجاد کنند.
"پیمان پاک مهر"، می گوید: افرادی که خواهان تجزیه ایران و وابسته به جریانات افراطی قومگرا هستند، مورد اشاره این بیانیه است.
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:راديو فردا:سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی فوری امین موحدی و اروج امیری دو روزنامه نگار آذری شد که روز جمعه در مشکین شهر و مرند دستگیر شدند.
پیمان پاک مهر روزنامه نگار در تبریز در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: امین موحدی بنا بر اظهارات برادرش در اختیار ماموران وزارت اطلاعات است و آقای اروج امیری هم بنا بر اظهارات همسرش در زندان مرند بازداشت است و اجازه تماس با منزل و ملاقات را هم ندارد.
امین موحدی روزنامه نگاری است که چندی پیش درباره فعالیت های هسته ای در مشکین شهر مطالبی را افشا کرده بود.
پیمان پاکمهر می گوید: آقایان امیرحسین و امین موحدی هر دو روزنامه نگار و فعال حقوق بشر هستند و مطالب زیاد انتقادی در نشریات استان منتشر کر دن، از جمله آلوده بودن منطقه به مواد رادیواکتیو.
سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش خود افزوده دو تن از روزنامه نگاران منطقه به نام های هادی دهقانی و پیمان پاکمهر مضروب شدند و تلفن هایشان مرتبا قطع می شود و تماس با ایشان بسیار مشکل است.سایت خبری تبریز نیوز نیز فیلتر شده است.
تبريز نيوز :سرويس سياسي:ده ها هزار نفر از مردم تبريز در اعتراض به چاپ كاريكاتور توهين آميز در روزنامه ايران و اقدامات عده اي فرصت طلب در تجمع روز دوشنبه در تبريز دست به راهپيمايي زدند.
اين راهپيمايي و تجمع اعتراضي كه از ساعت 10 صبح چهارشنبه سوم خرداد 85 آغاز شد از ميادين و خيابان هاي شريعتي ، شهدا ، منصور و باغشمال تا ميدان ساعت تبريز كشيده شد.
اكثر تجمع كنندگان كه پرچم ايران در دست داشتند فرياد مي زدنند ياشاسين ايران ،ياشاسين آذربايجان (زنده باد ايران – زنده باد آذربايجان) ،آذربايجان اوياخدي، ايرانينا داياخدي (آذربايجان بيدار است تكيه گاه ايران است) به طرف ميدان ساعت حركت مي كردند.
در اين تجمع افرادي كه پرچم هاي " انصار حزب الله" ، و " يا حسين" در دست داشتند علاوه بر اعتراض به چاپ مطالب توهين آميز در روزنامه روز جمعه ايران ، در دفاع از نظام و رهبر جمهوري اسلامي شعار مي دادند : آذربايجان اوياخدي ،انقلابا داياخدي (آذربايجان بيدار است تكيه گاه انقلاب است).
بازار تبريز امروز در اعتراض به مطالب مندرج در روزنامه ايران روز جمعه 22 ارديبهشت و آن دسته از افرادي كه اعتراض اجتماعي آرام در تبريز را به خشونت كشيدند تعطيل بود و برخي از بازاريان در اين راهپيمايي شركت كردند.
در راهپيمايي امروز چهارشنبه در تبريز برخي از فعالين سياسي ، حزبي و تشكل هاي دانشجويي نيز حضور داشتند.
جوانان دانشجو و محصل كه در اين راهپيمايي شركت كرده بودند پرچم بزرگ ايران را كه بيش از 100 متر طول داشت از بالاي سر خود دور تا دور ميدان ساعت به حركت در آوردند.
زنان و دختران جواني كه روسري و مانتو هاي كوتاه با رنگ شاد بر تن داشتند در اين تجمع اعتراض آميز شركت كرده و پرچم هاي خوش رنگ ايران در دست گرفته بودند.
دختران و پسران دانشجو و محصل كه در اين راهپيمايي شركت كرده بودند پلاكاردهايي مضمون اعتراض به سو استفاده از تجمع آرام روز دوشنبه تبريز در دست داشتند.
در پايان اين راهپيمايي كه استاندار آذربايجان شرقي ،مقامات محلي ، كارمندان دولتي و كارگران نيز شركت داشتند ، رييس دادگستري آذربايجان شرقي طي سخنراني گفت كه مدعي العموم نسبت به عوامل توهين به مردم ترك زبان اعلام جرم كرده است.
گفتني است ، انتشار اخبار دقيق و صحيح بسياري از رسانه هاي معتبر از حوادث اخير در تبريز ، خشم دلالان شبه سياسي را كه به نام دفاع از هويت و فرهنگ مردم آذري زبان ، بنگاه تجاري تاسيس كرده اند بر انگيخته است . اين دلالان ، كه از عدم همراهي مردم ، نتيجه تست انسجام ملي و شكست پي در پي پروژه هاي خود در عذابند ، رسانه هاي خبري و خبرنگاراني كه به انتشار واقعيت مي پردازند آماج حملات خود قرار داده اند.
